صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧ - وظيفه مسئولين؛ اميدوار ساختن و دلگرم كردن ملت
همه را در نظر بياوريد. آن قدر از ما كشته شده است، آن قدر از ما معلول شده است، آن قدر از ما بىخانمان شده است، آن قدر از ما آواره شده است براى اينكه اين كشور استقلال پيدا كند، آزادى پيدا بشود در آن براى اينكه ما ديگر آن گرفتاريهاى سابق را نداشته باشيم؛ يك كشور اسلامى داشته باشيم. يك كشور كه تَبَع خدا و احكام خدا باشد داشته باشيم.
ما نبايد حالا كه گرفتار هستيم باز به پيروزى هم نرسيدهايم، نبايد اين مردم را سستشان بكنيم.- بياييم- مجلس را از اين [طرف] هِى اشكال بكنيم. آن قدر خوبى كه در اين مجلس هست از اوّلى كه مجلس در اين مملكت پيدا شده تا حالا، يك همچو مجلسى با اين افرادى كه در آن هست، من نمىگويم توى مجلس هم فرد غير صالح نيست، ممكن است باشد، اما صُلَحا هستند اينها. اين مجلس را بايد حفظش كرد، و مردم را از اين دلسرد نكرد. هِى هر روز راجع به مجلس يك چيزى نوشت و هر روز راجع به- عرض مىكنم- ندانستن مجلس، چى مجلس، چى مجلس، ما امروز احتياج داريم كه اگر يك نفر آدمى هم كه جزء كسبه هستند و بسيار هم محترماند، جزء كارگرها هستند و آنها هم بسيار محترماند، همه محترماند- ان شاء اللَّه- نبايد ما يك كارگر را دلسرد بكنيم كه دستش وقتى كه مىخواهد به كار برود بلرزد. يك كشاورز را دلسرد كنيم كه وقتى دستش مىخواهد براى كشاورزى عمل كند بلرزد. و يك وكيل را دلسرد كنيم كه وقتى بخواهد صحبت كند بلرزد. يا در سرحدات اشخاصى كه مشغول هستند به خدمت، دلسردشان كنيم كه آنها هم دستشان بلرزد. ما بايد همه كوشش كنيم كه اميد ايجاد كنيم در اين ملت؛ كه با اميد است كه مىتوانند اينها پيروز بشوند. با اميد است كه كشاورز مىتواند قدرت كشاورزى را زياد كند. و با اميد است كه ارتش و پاسدار مىتواند در سرحدات جلوى دشمن را بگيرد. ما كه همه به حسب قولمان دشمن با اسلام نيستيم. ما كه با كشور خودمان دشمن نيستيم. ما كه با مصالح كشور خودمان مخالفت نداريم. ما مىخواهيم كه اين كشور و اين اسلام و همه اينها- ان شاء اللَّه- به خواست خدا درست بشوند. همه ما اين آرزو را داريم. خوب، اگر همه ما اين آرزو را داريم، چرا بايد دولت اسلامى را تضعيف كنيم؟ چرا بايد مجلس را