صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢١ - خط جهاد و خط سازش دو رشته هميشگى تاريخ
بود؛ تمام عمرشان را صرف مىكردند در اينكه با ظلمها و با چيزهايى كه در ممالك دنيا واقع مىشود، همّشان را اينها صرف مىكردند در مقابله با اينها. كسى كه تاريخ انبيا را ديده باشد و تاريخ اسلام را ديده باشد و تاريخ زندگى حضرت رسول- سلام اللَّه عليه- را و ائمه اطهار و اصحاب رسول اللَّه را ديده باشد، مىبيند كه اينها از اوّلى كه وارد شدند در ميدان و به حد بلوغ رسيدند و رسول اكرم از اوّلى كه اين رسالت به او محول شد تا آن وقتى كه در بستر مرگ خوابيده بود يا شهادت، بين اين بستر و آن بعثت، تمام فعاليت بوده است، جنگ بوده، دفاع بوده. و كسى كه زندگى امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- را مشاهده كند نيز [مىبيند] همين طور بوده؛ جهاد در راه خدا و جهاد در راه احكام خدا بوده است. و ساير ائمه- عليهم السلام- البته آن كه از همه بارزتر و معروفتر است سيد الشهدا- سلام اللَّه عليه- است. اگر وضع تفكر سيد الشهدا- سلام اللَّه عليه- مثل بعض مقدسين زمان خودش بود، آنها طرحشان اين بود كه بماند همان در جوار حضرت رسول- سلام اللَّه عليه- و عبادت كند. اگر وضع تفكر مولا هم اين طور بود، كربلايى پيش نمىآمد؛ يك راحت طلبى بود و كنارهگيرى از جامعه و دعا و ذكر بود، لكن وضع تفكر جور ديگرى بود. چنانچه ائمه ما- عليهم السلام- سازش مىكردند با اهل ظلم و ستم، احتراماتشان بسيار زياد بود، خلفا حاضر بودند كه آنها را هر جور احترام مىخواهند بكنند كه آنها دست از دعوتشان بردارند. حضرت موسى بن جعفر همين طور من باب اتفاق نبود كه چندين سال در حبس به سر برد و تبعيد بعض ائمه و احضار از مدينه، بردنشان به محل خليفه، [١] همچو نبود كه اينها يك مردم عادى باشند كه همين بنشينند و درسى بخوانند و درسى بگويند و مطالعهاى بكنند و عبادت خدا را بكنند و در جوار رسول خدا عبادت كنند. اگر طرز افكار آنها هم اين بود، اين مذهب يك مذهبى كه در مقابل ظلم در طول تاريخ واقع شده است، نبود. اين دو رشته از اول خلقت تا حالا بوده است؛ رشته تعهد به اسلام و ايستادگى در مقابل ظلم و ستم و ديكتاتورى و قدرتهاى شيطانى و سازش.
[١] اشاره است به هجرت اجبارى امام هشتم (ع) به محل خلافت مأمون عباسى، يعنى شهر مرو در خراسان بزرگ.