صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٣ - مذهب تشيع، مذهب خون و شمشير
بتراشد؟ فرضاً كه حالا كسى عذر تراشيد به اينكه خوب، ما ديديم كه وقتى وارد بوديم در اين امور، از همه اطراف كشورهاى وابسته به امريكا و شوروى و افراد وابسته به اينها از داخل و خارج مزاحمت ايجاد مىكنند، مىكشند افراد را، بمب مىگذارند و چه مىكنند، هجوم مىكنند و وارد كشور مىشوند، خوب، تكليف چيست؟ تكليف اين است كه حالا ما رها كنيم آن طريقه اسلام را و آن طريقه انبيا را و راحت طلبى را انتخاب كنيم و چند روز ادامه زندگى حيوانى بدهيم؟! با حيوانات فرق نداشته باشيم؟! حيوانات هم إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ؛ [١] آنها هم ذكر و تسبيح دارند، لكن همّشان علفشان است. انسان هم بايد اين طورى باشد كه همّش علفش باشد و هر چه ذلت و خوارى است تن به آن بدهد؛ براى اينكه چند روز زندگى مرفه بكند؟!
اين زندگىاى است كه بعضى انتخاب كردهاند براى خودشان و آن وقت اين جوانهاى ما، كه در جبهه و پشت جبهه، مشغول به فعاليت هستند و اين جهاد سازندگى كه شما آقايان از اجزاى آن هستيد، روز و شب خودتان را براى اين ملت صرف مىكنيد، آنها كنار بنشينند و بگويند كه اينها مجنون شدهاند! كنار بنشينند و اعلاميه بدهند، روشنفكرشان اعلاميه بدهد، روشنفكرشان صحبت كند و محكوم كند! خوب، در مقابل رفقاى خودشان البته مىنشينند و حرفهايى مىزنند، براى خودشان هم تكليف شرعى معين مىكنند، اما در مقابل خدا هم مىشود انسان تكليف شرعى درست كند؟! خدا را هم مىشود اغفال كرد- نعوذ باللَّه؟! فرضاً ما و شما را اغفال كنند، اين جناياتى كه الآن، امروز در كشور ما واقع مىشود، اين جنايات را صحه بر آن مىگذارند يا مخالف هستند؛ اگر صحه مىگذارند و امثال اينهايى كه شهيد شدند، آنها [را] مستحق مىدانند از براى قتل و از براى شهادت، پيش ما- فرضاً- گفتند كه فلان آدم، آدم فاسدى بود و بايد از بين برود، اما پيش خدا هم مىشود اين طور صحبت كرد؟ اينهايى كه خدا را قبول دارند و اينها را محكوم نمىكنند، جواب خدا را چه مىدهند؟ و آنهايى كه نشستهاند در كمين و
[١] سوره اسراء، آيه ٤٤: موجودى نيست مگر آنكه به حمد و سپاس خداوند، تسبيح گوى است.