صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٨ - اهداف و مقاصد شوم در مخالفت با انقلاب فرهنگى
كشور خودشان علاقه داشتند و به اسلام علاقه داشتند، آنها هم انگشت را روى همان نقطه حساس گذاشتند و انقلاب فرهنگى و انقلاب دانشگاهى را خواستند. و شما ديديد كه از همان روز اول، آنهايى كه قبلهشان يا مسكو بود و يا امريكا، شروع به مخالفت كردند؛ اين را يك عمل ارتجاعى حساب كردند. آن وقت تهمتها هم زدند كه اينها مىخواهند اصلًا علمى توى كار نباشد و تخصصى توى كار نباشد و لا بد اينها مىخواهند تيمم و وضو را در دانشگاه ياد اينها بدهند! غافل از اينكه اين تبليغات اگر سابق عمل خودش را زياد انجام داد، بعد از انقلاب و بيدار شدن قشرهاى ميليونى ايران، اين حرفها ديگر در آنها اثر ندارد. آنها مىدانند كه شما وقتى مىگوييد «مرتجع» مقصودتان اين است كه بگذاريد ما دستمان باز باشد تا اينكه «مترقى» باشيم و مملكت خودمان را در آغوش غرب بكشيم كه مترقى است! و يا در آغوش شرق و بلوك كمونيستى كه آنها هم مترقى هستند! مقصود از «مرتجعين» مسلمانها و علاقهمندهاى به اسلام و علاقهمندهاى به كشور بود و مقصود از «مترقى» آنها بودند كه مىخواستند و مىخواهند كشور را به طرف شرق و غرب بكشند و راهى جز كشاندن دانشگاه به طرف شرق يا طرف غرب نداشتند.
اهداف و مقاصد شوم در مخالفت با انقلاب فرهنگى
از آن روز اولى كه صحبت «انقلاب فرهنگى» پيش آمد، مخالفتها شروع شد. اگر شما گروههايى [را] كه مخالفت كردند با اين مسائل و اشخاصى [را] كه سينه زدند براى باز شدن دانشگاه قبل از اصلاح مشاهده كنيد، مىبينيد كه اينها همه پاى بيرق غرب و شرق سينه مىزنند. شما توجه داشتهايد و داريد كه از همان اول انقلاب، قدم به قدم طوايفى و قلمهايى و زبانهايى بر ضد اين انقلاب به كار افتادند؛ و هر قدمى كه انقلاب خواست براى اصلاح بردارد، آنها مخالفت كردند. اگر صحبت دانشگاه آمد، همانهايى كه دانشگاه را مركز فساد قرار داده بودند و همانهايى كه قبله آنها غرب يا شرق بود، با اصلاح دانشگاه مخالف بودند. آنها خوف اين را داشتند كه مبادا دانشگاه يك دانشگاه اسلامى بشود تا اينكه دست شرق و غرب تا ابد از دانشگاه كوتاه بشود؛ يعنى، از كشور كوتاه بشود.