صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٧ - توصيه به نهضت آزادى در جدايى از توطئه گران
[حفظ] منافع مردم را مىكنند؛ مىگويند ما طرفدار خلق هستيم. من نمىدانم اين «خلقى» كه اينها طرفدار آنها هستند در كجاى دنيا زندگى مىكنند؟ اين «خلق» در ايران است يا در امريكاست يا در شوروى؟ اينها طرفدار خلق هستند، طرفدار خلق ايران، اما در مقابل اين خلق ميليونى ايران مىايستند و به جنگ مسلحانه بر مىخيزند؟
مع الأسف چون مىبينم در بين اينها بسياريشان گول خوردهاند، جوانان پاكدلى بودند كه اين گرگها آنها را منحرف كردند، و من اميد اين را دارم كه اين جوانها برگردند، اينها به دامن ملت برگردند، به دامن اسلام برگردند، از اين جهت، من موعظه مىكنم آنها را، موعظه مىكنم پدر و مادر اينهايى را كه گول خوردهاند، كه جوانان خودشان را نگذارند براى ايدههاى چند نفر خائن كه مىخواهند در اين كشور حكومت كنند، و پشتيبان آنها هم امريكاست يا شوروى، نگذاريد جوانان شما تباه شوند. اينها نشناخته بودند ملت ايران را؛ و نشناخته بودند قواى مسلح ملت ما را. اينها مقايسه مىكردند اين زمان را با زمان شاه مخلوع. اينها گمان مىكردند كه ارتش امروز ما هم ارتش زمان شاهنشاهى است. اينها گمان مىكردند كه ملت ما هم ملتى است كه ديگر مىشود گولشان زد با تمام قوا براى گول زدن ملت قيام كردند. و مع الأسف گروههاى مختلفى كه بعضيشان هم متدين هستند و نمازخوان هستند، آنها هم در اين ميدان وارد بودند و هستند.
توصيه به نهضت آزادى در جدايى از توطئه گران
كراراً من گفتم كه بيا برو [١] از اين گروهكهاى فاسد، از اين منافقين، تبرّى كن؛ حيثيت خودت را از دست نده. بيا برو در ملأ عام و اينها را از خود بران. اينها تو را به تباهى مىكشند. اين گرگهايى كه اطراف تو جمع شدهاند الّا بعض معدود آنها، همه آنها گرگهايى هستند كه مىخواهند ترا به تباهى بكشند، اينها را از خود بران. و براى اينكه نتوانست بفهمد اسلام يعنى چه و كشور اسلامى يعنى چه و ملت اسلام يعنى چه و ارتش اسلام يعنى چه و ساير قواى مسلح اسلام يعنى چه، اين خودش را به تباهى كشاند. من
[١] خطاب به آقاى بنى صدر است.