صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٨ - حفظ پيروزى؛ مشكلتر از پيروزى
و چه ژاندارمرى و سپاه پاسداران- يعنى كليه قوايى كه الآن در خدمت هستند، و آنها همهشان در خدمت اسلام هستند، و اگر استثنايى باشد يك استثناى قليل است كه در اين درياى بىپايان [و] موجهاى بزرگى كه الآن در ايران ايجاد شده است مضمحل هستند، من از تمام اينها متشكرم. و ملت ايران هم به تمام قدرت از قواى مسلَّح، چه آنهايى كه سابق بودند و بعد ملحق شدند به اسلام و از طايفه توّابين هستند- كه خداى تبارك براى آنها اجر قائل است- و چه آنهايى كه از خود ملت جوشيدند، قواى مسلّحى كه از خود ملت جوشيدند، از تمام آنها تشكر مىكند و ملت ما نسبت به همه آنها وفادار است. و مىدانم كه ارتش هم و همه قواى مسلّح هم نسبت به ملت و نسبت به اسلام و نسبت به كشور خودشان و ملت خودشان وفادار هستند.
حفظ پيروزى؛ مشكلتر از پيروزى
فتح يك كشورى يا شكست يك قدرت بزرگ خيلى عظمت دارد، لكن اشكال بعد فتح و بعد از پيروزى بيشتر از اشكال خود پيروزى است. در خود پيروزى دستجات مختلفى كه در يك كشور هستند، و لو مخالف باشد با آن مقصدى كه ملت و عموم ملت مىخواهند، و لو مخالفِ او باشد، يا اظهار مخالفت نمىكند؛ يا اگر عاقل باشد موافقت هم مىكند؛ چنانچه ديديد كه در اين موج عظيمى كه در ايران برخاست آن وقتها مخالف ظاهرى نداشتيم؛ البته مخالف واقعى داشتيم، لكن آن مخالفتهاى واقعى در آن وقت متوقف شده بود؛ از اين جهت، پيروزى آسانتر بود از حفظ پيروزى، بعد از اينكه شما پيروز شديد و ملت پيروز شد، دستجات مختلفى كه مىخواستند بهرهبردارى بكنند و با شماها يك راه را نداشتند شروع كردند به اظهار وجود كردن؛ و گاهى هم پيروزى را به خودشان نسبت دادند.
اينكه گفته شده است، بعضى از اشخاص و بعضى از علماى جامعهشناسى گفتهاند كه اگر پيروز شدند يك ملتى؛ متحد مىشوند، و اگر شكست خوردند؛ مختلف مىشوند.
اين مخالف آن چيزهايى است كه ما در عين مىبينيم. بلكه علم اقتضاى اين را مىكند كه