صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٩ - حفظ پيروزى؛ مشكلتر از پيروزى
بعد از اينكه يك ملتى پيروز هم شدند، به واسطه اينكه قشرهاى مختلف مقاصد مختلف دارند، بعد از پيروزى شروع به مخالفت مىكنند. ما ديديم اين معنا را كه بعد از اينكه ملت ايران پيروز شد، آن جبههها و آن گروههايى كه در آن وقت مخالفتى نمىكردند بعد از پيروزى، براى بهرهدارى و براى اينكه اين مسئله معجزهآميز را هر كدام به خودشان نسبت بدهند، آنها به مخالفت برخاستند. در كردستان دمكراتها حساب مىكردند كه ما دخالت داشتيم در پيروزى و ما بايد الآن چه بكنيم. و در جاهاى ديگر گروههاى مختلف، چه گروههايى كه در تهران بودند و چه گروههايى كه پخش بودند در همه ايران، آنها هم بپاخاستند و مخالفت كردند، و آن وحدت كلمه را شكستند. به اميد اينكه ما عمل كرديم و ما پيروز شديم و ما بهرهبردارى بايد بكنيم، هر كدام به خيال اين افتادند كه بايد ما از بين ببريم ديگران را و ما باشيم. و اين براى اين است كه اشخاصى كه در آن وقت يا گروههايى كه در آن وقت اظهار وجود نمىتوانستند بكنند، براى آن موج بزرگ، يا نمىخواستند بكنند، براى اينكه آن رژيم ساقط بشود، بعد از اينكه پيروز شد ملت، هر طايفهاى سربلند كرد و پيروزى را به اسم خودش مىخواست ثبت بكند. يك دستهاى مىگفتند كه ما بوديم كه قيام كرديم! در همين دو روزه، در روزنامهاى بود يا در خبرگزاريهاى خارجى بود كه اين پيروزى را كمونيستها به دست آوردند! اين براى اين است كه بهره بردارها و ميوهچينها در بين ملت پخش هستند و خودشان كنار مىنشينند و نظر مىكنند ببينند كى پيروز شد؛ چنانچه جمهورى اسلامى پيروز شد؛ اينها بيايند بگويند كه ما بوديم كه اين جمهورى اسلامى را درست كرديم. و چنانچه اجانب پيروز شدند؛ بگويند كه ما بوديم كه اين پيروزى را براى شما تحصيل كرديم. اگر شرق پيروز شد؛ بگويند ما كمونيست حقيقى هستيم! اگر غرب پيروز شد؛ بگويند كه ما شبيه كمونيست بوديم؛ و با شما موافق بوديم! وقتى كه پيروزى حاصل مىشود، هم براى اينكه اين نقش بزرگىِ پيروزى را هر طايفهاى براى خودشان ثبت كنند، و هم براى اينكه اين بهرههايى كه پيروزى پيدا مىكند و آن پيامدهايى كه دنبال پيروزى است براى خودشان ثبت كنند و بهرهجويى كنند، به مخالفت مىايستند. چنانچه اگر اين پيروزى نبود و شكست بود، آن