صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٤ - دانشگاه اسلامى، در خدمت ملت
دانشگاه اسلامى، در خدمت ملت
يكى از چيزهايى كه اينها باز برايش سينه مىزنند و «جبهه ملى» هم در اعلاميهاش [آورده اين است كه] دانشگاه چرا باز نمىشود. هى دانشگاه! آقا دانشگاه شما را بيرون داده! اين دانشگاه باز بشود، ده بيست سال ديگر يك عدهاى بيايند، همينها هستند، همين كه شماييد! آنها هستيد كه اسلام را هيچ قبول نداريد؛ احكام اسلام را احكام «غير انسانى» مىدانيد! ما مىخواهيم يك دانشگاهى درست بشود براى ملت. شما با اسم ملت داريد به ضد ملت عمل مىكنيد. اين ملت اين جمعيتها هستند كه در خيابانها و در بازارها دارند براى اسلام زحمت مىكشند؛ براى كشور زحمت مىكشند. ما مىخواهيم يك دانشگاهى باشد كه بعد مثل شما را بيرون ندهد! يك دانشگاهى كه يك آدم متعهد به اسلام را بيرون بدهد. اگر تعهد به اسلام داشته باشد، نه ما را طرف شرق مىكشد، نه ما را طرف غرب مىكشد؛ نه آن ديدِ تنگ بعضى از شما را دارد كه مىگويد «ما نمىتوانيم»
شما تا آن آخر هم «اعليحضرت» را مىخواستيدش! به من گفتيد ديگر. اينكه نمىتوانيد حاشا كنيد. تا آن آخر هم مىگفتيد خوب، ايشان باشند. اعليحضرت همايونى باشند، حكومت نكنند! شما تا آخر هم اين طور بوديد. بختيار هم تا آخر مىخواستيد! آخر شما نبايد ديگر ما را بازى بدهيد بگوييد كه ما چه، ما چه. اين «جبهه ملى»، از ميرزاى شيرازى [١]- در يكى از روزنامههايشان كه من ديدم و بسيار ناراحت شدم- از ميرزاى شيرازى كه قضيه تنباكو را درست كرده، تا آقاى كاشانى، تمام علمايى كه در خلال مشروطيت براى اسلام كار كردند، ميرزاى شيرازى براى اسلام كار كرده است، آقاى كاشانى براى اسلام كار كرده، شيخ فضل اللَّه كرده، تمام اينها را به آنها بد گفتند! آن روزنامه جبهه ملى را پيدا بكنيد: ميرزاى شيرازى را متهم كرده به دروغگويى! شيخ فضل اللَّه را اين قدر فحش داده! جرم شيخ فضل اللَّه بيچاره چه بود؟ جرم شيخ فضل اللَّه اين بود كه قانون بايد اسلامى باشد. جرم شيخ فضل اللَّه اين بود كه احكام قصاص غير انسانى
[١] ميرزا حسن شيرازى از مراجع بزرگ شيعه در اوائل قرن ١٤ هجرى كه فتواى معروف خود، موجب لغو قرارداد منعقده بين كمپانى رژى انگلستان با دولت ايران در زمان ناصر الدين شاه شد، وى به سال ١٣١٢ ه. ق. درگذشت.