صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٢ - خطر بيمارى مَنيّت و خودخواهى
تطبيق مىشد صحيح بود. هر چه با او تطبيق نمىشد باطل بود. امريكا هم برويد همين حرف است. آن كه ما مىگوييم ميزان است گفتار ماست. هر چيزى كه با اين ميزان درست در بيايد صحيح است. هر چيزى با اين ميزان درست در نيايد باطل است. اينجا هم همين حرفهاست. اين حرفى است مال بشر. بشر خودش را محور همه چيز قرار مىدهد.
هر چه من خواستم و گفتم آن صحيح است. هر چه ديگران مىگويند آن صحيح نيست.
و اين بر خلاف آن ميزانى است كه در آنجا هست. ميزانى كه در آنجاست اين طور نيست كه مثل اينجا بشود حقنه كرد. آنجا همه چيز واضح و آشكار مىشود. قلبها در آنجا همه اسرارشان منعكس مىشود. و آنجا ديگر اين نيست كه ما بتوانيم يك مطلبى بگوييم و ادعا بكنيم، و در عمل خلافش را بكنيم و بعد هم توجيه بكنيم، اين طور نيست.
شما كه اين كلمه را براى روزنامه خودتان انتخاب كرديد- و كلمه شريفى است- بايد توجه بكنيد به اينكه اين ميزان جورى از كار درآيد كه با آن ميزانى كه ميزان حق است خلاف نباشد.
خطر بيمارى مَنيّت و خودخواهى
و توجه داشته باشيد كه به اين بيمارى همه ما مبتلا هستيم، و بيمارى عمومى است، الّا مَنْ عَصَمَهُ اللَّهُ تَعَالَى. [١] همه انسانها به اين بيمارى مبتلا هستند. و آن بيمارىِ مَنيّت است، خودخواهى است. انسان تا آن آخر هم خودخواهيش هست. از اين مرض مگر به مدد انبيا- عليهم السلام- و به مدد خداى تبارك و تعالى نجات پيدا بكند؛ يا لا اقل كم بشود اين بيمارى در او. شما توجه بكنيد كه حتى الامكان توجه به اين بيمارى داشته باشيد كه اين طور نشود كه شما بگوييد ما، و هيچ كس ديگر نه. من هستم، و هيچ كس ديگر نه. اين در باطن آدم هست. اين طور نيست كه كسى بتواند بگويد كه نه، در باطن من خودخواهى نيست. اين هست، منتها كم و زياد دارد. اشخاصى دنبال اين هستند كه معالجه كنند خودشان را. اشخاصى هم نمىخواهند توجه كنند. شمايى كه حالا اين لفظ را انتخاب
[١] مگر آن كسى كه خدا او را در امان داشته است.