صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤ - خطر علمِ بدون تربيت
اساتيدى كه در دانشگاهها هستند مسئولند نسبت به اين امانتى كه خداى تبارك و تعالى و اولياى اطفال و اولياى اينها به شما سپردهاند. همه مسئول هستيد. گمان نكنيد كه شما ده نفر، پنجاه نفر، پيش شما هست، و شما آن پنج نفر يا ده نفر يا پنجاه نفر را تعليم مىدهيد، و ممكن است كه خيال كنيد كه اين عدّه چيزى نيستند، ديگران كارها را انجام بدهند. ممكن است در بين همين ده نفر، همين پنجاه نفر كه شما تعليم مىدهيد يك شخصى پيدا بشود كه بعدها يك مقام عالى داشته باشد، رئيس جمهور يك مملكت بشود، نخست وزير بشود، مراتب عاليه كشور دست او بيايد. چنانچه همين يك نفرى كه پيش شما بوده بعد هم رفته پيش كسان ديگر تا رسيده به آن آخر يك تربيت فاسدى بشود؛ يعنى يا تعليمى باشد و هيچ كارى به اين نداشته باشند كه اين بايد تربيت انسانى هم بشود، يا خداى نخواسته معلّم منحرفى باشد و اين كودك از اول و بعد هم در مراتب ديگر، تحت يك تربيت انحرافى واقع بشود، ممكن است همين يك نفر، يك كشور را به باد فنا بدهد.
رضا خان هم يك نفر بود. وقتى هم كه آمد به تهران، يك نفر آدمى بود كه در يك فوجى، در يك چيزى، يك منصب كوتاهى داشت؛ لكن دريافته بودند آنهايى كه مىخواستند با قُلْدرى اين مملكت را چپاول كنند كه اين اهل اين كار است. از اين جهت او را فرستادند به طورى كه در راديوها، وقتى كه او را بردنش از خارج ايران، راديوهاى انگلستان بود آن وقت، آنجا اعلام كردند كه اين را ما آورديم. لكن بعد از اينكه براى ما خرابكارى كرد و خطا كردو خيانت، او را برديم. ممكن است كه از زير دست شما، اگر تربيت يك تربيت صحيح نشود، يك رضا خان بيرون بيايد، يك محمد رضا بيرون بيايد.
شما كه نمىدانيد اين آدمى كه پيش شما [است] و لو حالا فرض كنيد بچه كشاورزى است يا بچه كاسبى است آمده، شما كه اطلاع نداريد كه اين بچه كشاورز و كاسب بعدها چه خواهد شد. رضا خان هم يك آدمى بود كه بچه يك نفر آدم پايين بود. لكن چون تربيت تربيت انسانى نبوده است و اسلامى نبوده است، يك نفر آدم فاسد از كار درآيد، يك كشور را به سالهاى طولانى به فساد مىكشد. چنانچه شما ديديد كه اين پدر و پسر از باب اينكه تربيت انسانى و اسلامى نداشتند، با اينكه يك نفر بودند لكن يك مُهرهاى بود كه