صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٦ - آشكار شدن دست طرفداران امريكا
و اين دولت را خودشان بر كنار كنند و اين قوه قضائيه را خودشان منحل كنند و جمهورى اسلامى را خودشان به دست خودشان به باد فنا بدهند، و راه را باز كنند از براى قدرتهايى كه طعمههاى خودشان را از دست دادهاند، تا اين مملكت باز طعمه امريكا و دنبال او شوروى شود. اينها نشناخته بودند اسلام را؛ خيال مىكردند اسلام هم مثل مسلكهاى ديگر فقط يك مسلك سياسى است كه بشود اينها با آن بازيهاى شيطانى سياسى، اين مردم را از راه خودشان، كه بيست سال است در راه آن خون دادهاند، بيست سال است جوانان خودشان را فدا كردهاند، اينها را از آن راه حق به سوى راه باطل و از نور به ظلمات بكشند و راه را براى دوستان خودشان باز كنند.
من بسيار متأسفم از اينكه كوشش كردم كه در اين دوره اول جمهورى اسلامى اين طور مسائل پيش نيايد، و اين طور عزل و نصبها نشود؛ [١] لكن با كمال كوششى كه كردم اينها نتوانستند بفهمند. من با زبانهاى مختلف آنها را دعوت كردم به اينكه رها كنند اين راهى را كه در پيش دارند و با ملت ايران اين طور نكنند. من مىخواستم كه تمام اين كسانى كه در كار دولتمردى هستند تا آخر انقلاب و پيروزى انقلاب، همه در محل خودشان باقى باشند و اين جمهورى اسلامى را همه با هم به آخر برسانند و به پيروزى مطلق؛ لكن دستهايى در كار بود و گرگهايى بود در بين اينها كه نگذاشتند آن مطلبى را كه مىخواستيم نشود، نشود. وقتى احساس شد كه اينها [با] نقشه شيطانىِ اتحاد با منافقينى كه ديروز، پريروز ريختند در خيابانها و جوانهاى ما را سر بريدند، اموال مردم را آتش زدند و خيابانها را به فساد كشاندند، با اينها دست در دست هم داده بودند و با گروههاى منحرف ديگر دست به دست هم داده بودند براى اينكه اين كشور را به تباهى بكشند، وقتى كه احساس همچو خطرى شد [...] من قبلًا هم گفته بودم كه اگر من احساس خطر بكنم، آن چيزى را كه به شما دادهام پس مىگيرم.
همين است، كسانى كه ادعاى اسلام مىكنند، همين است رفتار آنهايى كه ادعاى
[١] اشاره است به عزل بنى صدر از فرماندهى كلّ قوا و پس از آن از رياست جمهورى.