صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٣ - قصد خدمت به اقشار مختلف مردم
قلب شماست بيشتر مىشود. حالايى كه اين حد را داريد، اگر به آن يك قدرى توجه كنيد و قانع بشويد، آشوب هست، اما كم است. وقتى هر چه زيادتر شد، آشوب زيادتر مىشود؛ نگرانيها زيادتر مىشود. پس چرا انسان دست و پا بزند براى زياد كردن آشوب خودش. براى اينكه ناراحتى خودش را زياد كند، دست و پا بزند؛ مثل عنكبوت، تار دور خودش بتَنَد. تمام كارهايى كه ما مىكنيم، مثل همين عنكبوتها، در آن عالم ظاهر مىشود كه ما خودمان داريم با دست خودمان، خودمان را به بند مىكشيم. چرا مىخواهيد اين مقام را پيدا كنيد كه اين براى شما يك چيزى است كه صورتش مُشوَّه است در آنجا؟ چرا دنبال اين هستيد كه زحمتهاى خودتان را زياد كنيد؟ سلمان داراى حكومت مداين بود؛ وقتى سيل آمد، پوستى كه زيرش بود برداشت و رفت بالا گفت نَجىَ المُخَفَّفون [١] من چيزى ندارم تا آب ببرد. يك پوستى هست آن هم برداشتم. حاكم آنجا بود! اما آنهايى كه زياد كردند، روى هم گذاشتند،- چه اموال دنيا را روى هم گذاشتند و چه رياستها را روى هم گذاشتند- آنهايى هستند كه در آن عالم گرفتاريشان زياد است. و چرا ما اين قدر زياد كنيم گرفتاريها را؟!
قصد خدمت به اقشار مختلف مردم
ما براى اين ملت عمل بكنيم. ما تمام همّمان را صرف كنيم كه اين كشورى كه به اين حال در آمده است، و همه هم با ما دشمن هستند، اين را نجاتش بدهيم. همه به فكر نجات باشيم؛ نه به فكر اينكه براى خودمان باشد. براى نجات يك بشر، براى نجات يك ملت، براى نجات اسلام از شرّ اين قدرتها همه كوشش كنيم، شما اگر يك خانه هم داشته باشيد بخواهيد تدبير كنيد اين خانه را، تا زن و مرد و بچه و كُلْفَت و اينهايى كه هستند همفكر نباشند، نمىتوانيد يك خانه را اداره كنيد. يك كشور را وقتى بخواهيد اداره بكنيد، اگر همفكر نباشيد، اگر همت همه اداره اين نباشد [كار پيش نمىرود] همه در فكر مردم باشيد. اينها عباد خدا هستند؛ بندههاى خدا هستند. اينهايى كه در مرزها دارند كشته
[١] «سبكباران، نجات يافتهاند».