صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٩ - دانشگاه در راستاى استقلال كشور و خدمت به ملت
مغزهايى هست، كه خود را مغز متفكر مىدانند، باز باورشان نشده است كه خود ما هم مىتوانيم آدم باشيم. آنكه ما اصرار داريم به اينكه دانشگاه كه مغز متفكر يك ملت است، بايد از وابستگيهاى به شرق و غرب كنار برود و نمىشود كه كنار برود الّا اينكه فرم اسلامى پيدا بكند، آن اين نيست كه دانشگاه ما نبايد علم و صنعتى تحصيل كند، بلكه بايد فقط همين آداب صلاة را به جا بياورد! اين يك مغالطهاى است كه تا صحبت «دانشگاه اسلامى» مىشود و اينكه بايد انقلاب فرهنگى پيدا بشود، فرياد مىزنند آنهايى كه مىخواهند ما را به طرف شرق و عمدتاً، به طرف غرب بكشانند، كه اينها با تخصص مخالفاند، با علم مخالفاند. خير، ما با تخصص مخالف نيستيم؛ با علم مخالف نيستيم؛ با نوكرى اجانب مخالفيم. ما مىگوييم كه تخصصى كه ما را به دامن امريكا بكشد يا انگلستان يا به دامن شوروى بكشد يا چين، اين تخصص، تخصص مهلك است، نه تخصص سازنده.
دانشگاه در راستاى استقلال كشور و خدمت به ملت
ما مىخواهيم متخصصينى در دانشگاه تربيت بشوند كه براى ملت خودشان باشند، نه براى كشاندن دانشگاه به طرف شرق يا طرف غرب. ما مىخواهيم كه تمام اداراتى كه در اين كشور هست و تمام جاهايى كه صنعت مىخواهند ايجاد كنند و مىخواهند اين مملكت [وارد] در صنعت بزرگ بشود و در علم، ما مىخواهيم اين علم و صنعت و همه چيزها در خدمت ملت باشد، نه در خدمت اجانب. تخصصى كه در خدمت اجانب است ضررش از همه چيزها بالاتر است. علمى كه ما را بكشد به طرف امريكا يا شوروى آن علم علم مضر است؛ آن علمى است كه براى ملتها هلاكت مىآورد. اشخاصى كه در دانشگاه سابق تربيت شدند- الّا قليلى از آنها- اينها براى كشور ما اگر ضرر نداشتند كه داشتند، نفعى نداشتند. ما مىخواهيم يك دانشگاهى داشته باشيم در خدمت خود مملكت، در خدمت خود ايران، نه دانشگاهى داشته باشيم كه در شعار اين باشد كه ما مىخواهيم كه ايران متمدن آباد داشته باشيم و رو به دروازه تمدن برويم و وقتى كه