صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٠ - مردمى بودن مسئولان در نظام اسلامى
مردمى بودن مسئولان در نظام اسلامى
اما حالا وضع يك وضع ديگرى است؛ شما مىبينيد كه حكومت از خود مردم است و اگر شما شكل و شمايل وزراى اين حكومت را تماشا كنيد و سوابق زندگى آنها را، مىبينيد كه حتى يك نفر از آنها شبيه به آن افرادى كه در زمان طاغوت بود نيستند، اينها چهرههايى هستند از خود ملت و چهرههايى هستند كه از توده مردم هستند. ديگر «سلطنه» ها نيست در كار و «مُلك» ها [١] در كار نيست، و امثال ذلك. يك مجلهاى چند روز پيش از اين آوردند پيش من، ديدم هيأت وزراى زمان طاغوت و همه آن زمانهايى كه بودند يك هيأت وزرايى بود كه همه جزء مُلكها و سلطنهها و همه از آن طاغوتها بودند و يك تشكيلى كرده بودند كه جامع بود بين اشخاصى كه خائن بودند يا اگر خائن هم نبودند از طبقه بالاى كشور بودند؛ يعنى، آن طبقه مرفه بالانشين. همين طور مرسوم شده بود از اول تا اين زمان كه بايد حتماً آنهايى كه به وزارت مىرسند از توده مردم نباشند؛ بايد به قول خود آنها از طبقه ممتاز، ممتاز به نظر آنها، يعنى ثروتمند، يعنى يال و كوپالدار، يعنى اطرافىدار و داراى پاركهاى بزرگ و زمينهاى زياد، تا اين طور نبودند لياقت نداشتند كه در يك حكومتى وارد بشوند و اگر يك وقت- فرض كنيد- از دستشان در مىرفت و يكى كه از آنها نباشد، وارد بشود، اين يك امر نادرى بوده است و شايد براى بازى دادن مردم بوده است، لكن امروز شما هر يك از اينهايى كه متصدى كارها هستند وقتى ملاحظه كنيد مىبينيد كه از همين خود مردم هستند. رئيس جمهور يك شخصى است پسر بنى صدر همدانى، يك ملاى همدان، [٢] حالا هم كه هستش از آن يال و كوپال دارها نيست و از خود مردم است. نخست وزير [٣] هم كه مىبينيد كه كسى است كه در آن دوره آن قدر زجر كشيده است، از خود اين مردم است و همين طور ساير اشخاصى كه در اين ارگانهاى دولتى هستند. الآن ما نمىتوانيم بگوييم كه يك دولتى
[١] هر دو از پسوندهاى القاب در دوره قاجاريه بوده است مانند: مشير السلطنه، بهاء الملك
[٢] آقاى سيد نصر اللَّه بنى صدر، از علماى معروف همدان
[٣] آقاى محمد على رجايى.