صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢١ - مردمى بودن مسئولان در نظام اسلامى
است و يك ملتى. الآن يك دولتى است كه بعضى از آنها را خود مردم روى كار آوردند براى اداره كشور، از خودشان است، مردم اينها را از خودشان مىدانند. و لهذا، آن طورى كه در سابق بود كه هيچيك از مردم، الّا آنهايى كه در اطراف خود آنها بودند و براى چپاولگرى و ابزار چپاول و چپاولگرى بودند، توده مردم، بازار، كارخانهها و كشاورزها و توده جمعيت هيچ به آنها نظرى نداشتند و آنها را از خود جدا مىدانستند، آنها هم خودشان را از ملت جدا مىدانستند، آنها هم وقتى كه- فرض بفرماييد- بين مردم گاهى پيدا مىشدند با آن دم و دستگاههاى زياد و افرادى كه نگهبان آنها باشد و نگهدار آنها باشد و كالسكههاى كذايى و اتومبيل كذايى و امثال اينها، آنها به مردم نظر استضعاف مىكردند و اينها را كوچك مىشمردند و مردم هم آنها را ظالم مىدانستند و چپاولگر، امروز نه دستگاههاى دولتى ما مردم را استضعاف مىكنند و كوچك مىشمارند- مىگويند كابينه ما خود اين مردم هستند و واقع هم همين است، مردم خودشان حاضرند در صحنه- و نه مردم اينها را يك جنس ممتاز و يك افراد والا مقام مىدانند، از خودشان مىبينند و از خودشان مىدانند. با مردم هم مىروند و صحبت مىكنند و ميان مردم هستند. اين از ويژگيهاى اين است كه انقلاب، انقلاب مردمى است، نه انقلاب حزبى، نه انقلاب حكومتى، نه كودتاى يك حكومتى، يا يك كسى بر ضد ديگرى. خود مردم جمع شدند آن حكومت را كنار گذاشتند، يك حكومتى را سر جايش گذاشتند و خود مردم كميته درست كردند. آن روزى كه انقلاب به ثمر رسيد و پيروز شد و محتاج بود كشور به حفظ انتظامات، خود مردم متكفل اين شدند. يك دستهاى به عنوان «پاسدار» مشغول فعاليت شدند و حفظ كردند كوچه و خيابان و بازار را و منزلهاى مردم را، نه كسى به آنها گفته بود كه بياييد اين كار را بكنيد.
اينها چون از خودشان مىدانستند كشور را، خودشان وارد صحنه شدند. شمايى هم كه در سرتاسر كشور خودتان و رفقايتان انجمنهاى اسلامى تشكيل داديد، اين طور نبود كه يك كسانى آن بالا بنشينند و بگويند كه انجمن اسلامى درست كنيد. خودتان احتياج ديديد كه بايد يك كشورى كه اسلامى است، همه چيزش اسلامى باشد، اين احتياجى كه شما ديديد اسباب اين شد كه همان