صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٦ - خودباورى و اتكا به خويشتن
براى اينكه محاصره اقتصادى معنايش اين است كه «ما يَحْتاج» [١] ما را به ما نمىدهند. وقتى كه ما يحتاج را به ما ندادند، خودمان مىرويم دنبالش. ممكن است يك ده سالى زحمت بكشيم، ده سالى گرفتارى داشته باشيم، اما نتيجه آخرش اين است كه بعد از ده سال خودمان هستيم؛ ديگر احتياج به اينكه دست دراز كنيم طرف اين مؤسسه يا آن مؤسسه يا آن كشور و اين كشور نيستيم. اشكال مطلب همين است كه در رژيم سابق جورى عمل كرده بودند و جورى ما را و جوانهاى ما را تربيت كرده بودند كه خودشان را تهى مىديدند از همه چيز، و مىگفتند مصرف كنيم ما. و اين را يك چيزى مىدانستند! و حتى تعبير بعضىها اين بود كه خوب، چه عيب دارد، ديگران نوكر ما هستند براى ما مىآورند، ما هم مصرف مىكنيم! غافل از اينكه خير، ارباب شما هستند! و همه چيزهاى شما را مىبرند به اين صورت كه مىخواهيم به شما چيز بدهيم.
خودباورى و اتكا به خويشتن
مهم اين است كه ما بفهميم كه ديگران به ما چيزى نمىدهند، ما خودمان بايد تهيه كنيم. اگر اين كشاورزها اين معنا را حاليشان بشود، باورشان بشود كه خارج به ما چيزى نمىدهند، خود كشاورزها كار را انجام مىدهند؛ خود ملت انجام مىدهند. از قرارى كه شنيدم در چين يك وقتى در پشت بامهايشان هم گندم مىكاشتند. علاوه بر زمينهايشان، توى حياطهاشان، در پشت بام هم گندم مىكاشتند. يك مملكت اگر بخواهد خودش به پاى خودش بايستد، مستقل بشود در همه ابعاد، چاره ندارد جز اين تفكر كه «ما بايد از خارج چيز وارد كنيم» از كلهاش بيرون كند. مغزش توجه به اين بكند كه ما از خارج نبايد وارد بكنيم. اگر يك چيزى نداريم، از خارج برايمان نمىآورند آن [را] فلان كار را انجام نمىدهيم، تا خودمان درست كنيم. اگر يك وقت ديديم كه ما چنانچه يك كارخانهاى را نمىتوانيم راه بيندازيم، اتكال به اين نكنيم كه برويم از خارج بياوريم.
خودمان دنبالش برويم تا كار انجام بگيرد، و انجام مىگيرد. مغزهاى اروپا با مغزهاى
[١] آنچه كه مورد نياز است.