صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٥ - آشكار شدن دست طرفداران امريكا
اين ملت را بسيج مىكنند بر خلاف اسلام و بر خلاف ملت مسلمان و در خدمت ابرقدرتها و خصوصاً امريكا.
آشكار شدن دست طرفداران امريكا
اين نقشهاى كه مدتهاست در كار است، و نقّاشان بىخبر از خدا دنبال شكل دادن آن بودند، و من مطالعه مىكردم در حال آنها و در وضع آنها، بالاخره با ناشيگرى خودشان را لو دادند و باطنشان را ظاهر كردند و ملت فهميد كه اينها چه كارهاند؛ با يك صورت اسلامى و حق به جانب در اين مملكت آمدند، و نقشه شوم قدرتهاى بزرگ را؛ يعنى امريكا را، مىخواستند در اين كشور پياده كنند. اينها ملت را نشناخته بودند. اينها ملت اسلامى را نمىشناختند. اينها با همه هوششان و با همه علمشان اين علم را نداشتند كه ملت اسلام يعنى چه و قدرت اسلام يعنى چه. اينها خواستند راه را براى امريكا باز كنند و امريكاييان همه دور پرچمشان جمع شدند. نصيحت من را گوش نكردند و مصلحتى كه من براى آنها مىانديشيدم و براى كشور خودمان، از آن غفلت كردند و آنچه كه من مىخواستم نشود، شد. من نمىخواستم كه مثل زمان رضا خان [بشود] كه وقتى او را بيرونش كردند، آن رفيقِ صديقِ آنها اول كلمهاى كه در مجلس گفت، [اين بود كه] گفت الخَيْرُ فِى مَا وَقَع [١]! من نمىخواستم كه در كشور بپاخاسته اسلامى ما يك همچو اشخاصى باشند و بيايند و گوش به حرفها ندهند و مصلحتهايى كه ما براى آنها، پيش پاى آنها مىگذاشتيم گوش ندهند، و كار را به جايى بكشند كه آنهايى كه ديروز براى آنها پشتوانه بودند امروز دشمن آنها باشند! اينها نشناختند اسلام را، و نشناختند اين ملت اسلام را. اينها خيال مىكردند كه همان طورى كه در غرب يا در شرق گروه سياسى، بازيهاى سياسى مىكنند و مردم را با بازيهاى سياسى گول مىزنند و بسيج مىكنند، مىتوانند در ايران هم با آن بازيهاى سياسى، مردم را متفرق كنند و جدا كنند و در مقابل اسلام و جمهورى اسلامى بسيج كنند، و مردم را وادار كنند كه اين مجلس را خودشان منحل كنند
[١] خير و نيكى در آن چيزى است كه پيش مىآيد.