صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٦ - مسئوليت خطير امر قضاوت در نظام اسلامى
شايد بيشتر باشد، علماى آذربايجان و ساير قشرهاى مؤمن آذربايجان دين خودشان را به اسلام و جمهورى اسلام ادا كنند. ما امروز گرفتار قلمهايى هستيم و گرفتار زبانها هستيم و گرفتار بعض گروههايى كه مسلح هم هستند. ما گرفتار بعضى اشخاص هستيم كه كنار نشستهاند و به اشخاصى كه در ميدان هستند، چه ميدانهاى جنگ، چه ميدانهاى مبارزه با فساد و چه ميدانهاى بازسازى كشور، در خارج آنها نشستهاند و قلمها را در دست گرفتهاند و اشكال مىكنند و كارشكنى مىكنند. من مىخواهم به قشر روحانيون يك كلمه عرض بكنم كه قضيه قضاوتْ، محوّل به آنها به حسب شرع هست. من به آن آقايانى كه نشستهاند و به قضاوتى كه در ايران مىشود اشكال مىكنند يك عرض دارم و يك عرض هم به قضاتى كه در سرتاسر كشور هر جا هستند.
مسئوليت خطير امر قضاوت در نظام اسلامى
عرض من به قضات اين است كه توجه كنند به اينكه اگر با كوشش آنها مسئله قضاوت حل نشود، تا آخر، قضيه قضاوت به زمين خواهد ماند. كوشش كنند كه اولًا علما و اشخاص دانشمند را معرفى كنند و ثانياً آنها كه متصدى امور قضايى هستند، توجه كنند به اينكه مسئله بسيار مشكل و مهمى و پر مسئوليتى بر عهده آنهاست. حتى مسئوليت قضيه قضا از همه مسئوليتهايى كه در يك كشور هست بالاتر است؛ براى اينكه قاضيان، متصدى امورى هستند كه جان مردم، مال مردم، نواميس مردم، در گرو كارهاى آنها و قضاوت آنهاست. و
القَاضِى عَلى شَفِيرِ جَهَنَّم. [١]
بايد توجه كنند كه- خداى نخواسته- جانى به واسطه فتواى آنها و يا قضاوت آنها بدون مجوز شرعى از بين نرود، مالى از بين نرود، حيثيتى، آبرويى از بين نرود كه بسيار اهميت دارد اين مطلب و امروز اهميتش بيشتر از سابق است. سابق قضيه اين نبود كه اگر قاضى تخلف مىكرد، اصل اسلام را مشوّه كند.
امروز قلمهايى هست كه چنانچه يك قاضى يا چند قاضى و لو اشتباهاً يك كارى انجام بدهد، يا- خداى نخواسته- عمداً انجام بدهد، اين را پاى روحانيت حساب مىكنند و
[١] قاضى بر لب جهنّم است. مجمع الزوائد، ج ٤، ص ١٩٣ و در آنجا آمده است: القاضى يوقَف على شفير جهنّم.