صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٨ - اشكالتراشيهاى بيجا در امور قضايى
از قرارى كه به من گفتند، در اين قاضيها كمونيست هم بوده، در اين قاضيها مبتلاى به مشروبات هم بوده. اين علماى اعلام يا اين را قبول كنند كه نه، لازم نيست كه قاضى معمم و ملا باشد و اهل علم باشد، به همان ترتيب سابق باشد و قضاوت به دست همان اشخاصى كه سابق بودند باشد، اين هم يك فرض است. فرض ديگر اين است كه نه، بايد قاضى به دست همين طبقهاى كه شرع معين كرده است باشد. آقايان مىدانند كه حوزههاى علميه در ايران و در خارج، از باب اينكه قضاوت از آنها بكلى سلب شده بود، مهيا نبودند براى اينكه قاضى تربيت كنند و ما امروز چند هزار قاضى لازم داريم و كمبود داريم. آقايان به جاى اينكه بنشينند و بگويند بچه طلبهها دارند قضاوت مىكنند، خودشان هم بيايند قضاوت كنند، كى جلويشان را مىگيرد؟ معرفى كنند هر عالمى در هر استانى كه هست، علمايى كه لايقاند، براى قضاوت و حاضرند براى قضاوت، معرفى كنند، شوراى قضا قبول مىكند. آن آقايى كه مىفرمايد كه اين قضاوت قضاوت شرعى نيست، خوب، ايشان خودشان بيايند در رأس قضاوت قرار بگيرند و در هر جايى كه هستند معرفى كنند اشخاصى را كه لياقت براى قضاوت دارند، تا آنها را قاضى قرار بدهند، تا وقتى كه وارد در عمل شدند، بفهمند كه مسأله، مسئله آسانى نيست، مسئلهاى است كه حالا از صفر شروع شده است. اگر كمك كنند همه علماى بلاد و آنهايى كه دلسوزند براى اسلام و در امر قضاوت مىبينند كه يك اشخاص غير لايق هستند، آنها بيايند خودشان متكفل قضا بشوند يا معرفى كنند اشخاص لايقى كه مىتوانند قضاوت كنند. هر كس در هر جا هست پيدا كند قاضيهاى شرعى اسلامى را و معرفى كند. بهتر نيست اينكه همه آقايان كمك كنند تا اينكه قضاوت به آن طورى كه در اسلام است درست بشود؟ اين بهتر از اين نيست كه بنشينند و بگويند كه بچه طلبهها دارند قضاوت مىكنند؟ خير، بچه طلبهها نيستند، لكن قضاوت كار آسانى نيست، تازه كارند. البته قضاوت به آن ترتيبى كه در شرع مقرر شده و با آن شرايط به اين آسانى نمىشود او را پيدا كرد و قاضى پيدا كرد، لكن بهتر نيست كه آقايان براى اينكه تا يك حدى اين قضاوت به صورت واقعى شرعى درآيد كمك كنند، نه اشكال كنند؟ اشكال را همه