صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٩ - هواى نفس، منشأ تمام دعواها
كه يك كسى اينجا فرشش را انداخته، يكى هم اينجا فرشش را؛ اگر اين روى فرش خودش بنشيند و آن هم روى فرش خودش بنشيند دعوا ندارد. اما اگر اين پايش را دراز كرد روى فرش او، او پايش را كنار مىزند. و او هم مىخواهد پايش را دراز كند اينجا؛ دعوا اينجا پيدا مىشود.
هواى نفس، منشأ تمام دعواها
دعواهاى ما دعوايى نيست كه براى خدا باشد. اين را همه از گوشتان بيرون كنيد! همهتان همه ما، از گوشمان بيرون كنيم كه دعواى ما براى خدا است، ما براى مصالح اسلام دعوا مىكنيم. خير! مسأله اين حرفها نيست. من را نمىشود بازى داد! دعواى خود من و شما و همه كسانى كه دعوا مىكنند همه براى خودشان است. همه مىگويند پيش بده براى ما! همه مىخواهند تمام اين قدرت چىچى. آخر من نمىفهمم چه قدرتى الآن در كار هست! خوب، محمد رضا اگر دنبال اين مسائل مىرفت مطلبى بود، براى اينكه يك قدرتى بود- قدرت شيطانى بود- كسى حق نداشت يك كلمه بگويد؛ اما امروز كه بقال سر محله مىآيد و مىگويد كه برادر نخست وزير اينجا اين كار درست نيست، برادر رئيس جمهور اين كار درست نيست، اين ديگر قدرتى نيست. يك برادرى است، يك دسته برادرند، يك دستهشان شانسشان آورده است آنجا نشستهاند؛ يك دسته بيچاره هم براى اينها سينه مىزنند! قدرت نيست كه ما حالا براى يك قدرتى بياييم. اينها تلبيسات ابليس است كه بر ما غلبه كرده است. و اين تلبيسات ابليسى را چنانچه مسامحه كنيد، شما را به جهنم مىفرستد! در همين دنيا هم به تباهى مىكشد. در همين دنيا ايستاده است اين تلبيس نفسانى و اين شيطان نفس ايستاده است تا آنجايى كه همه چيز دنيا را به باد فنا بدهد. هيتلر حاضر بود تمام بشر از بين برود، و خودش در آن قدرت همان آلمان باقى باشد. آن نژاد بالاتر و اين چيزى كه در مغز هيتلر بود در مغز همه شما هست! خودتان غفلت كردهايد. در مغز همه اين مطلب هست كه همه بروند و من [باشم]! تا نرويد سراغ اينكه يك انصافى در كار باشد، يك توجهى به خدا در كار باشد. يك حسابى در كار باشد، كه خودتان از خودتان حساب بكشيد كه من امروز مىخواهم چه بكنم، مىخواهم