صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٧
مردم را شما مىخواهيد به هم بزنيد، اگر بتوانيد. آن خلقى كه براى او عمل مىكنيد، خوب، جز اين جمعيت ايران است؟ شما اين جمعيت ايران را در مقابلش ايستاديد. شما دعوت مىكنيد در مقابل اين جمعيت، مردم بايستند. مردم در مقابل خودشان بايستند؟ يا شما گنهكارها را دعوت مىكنيد و شما مفسدين را دعوت مىكنيد براى مقابله؟ وقتى مقابله نمىتوانند بكنند مىروند كنار و هى بمب مىگذارند يك جايى. اين دليل بر اين است كه شما مرد جنگ نيستيد و ادعا مىكنيد، مرد بحث آزاد نيستيد و ادعايش را مىكنيد. در كتاب خودتان، از اسلام هيچ خبرى نيست و همه اصول اسلام را تأويل مىكنيد به همين دنيا! همه چيز را بر مىگردانيد و ادعاى اسلام مىكنيد! آن اسلامى كه شما مىگوييد، چيست؟ مگر ملت ما از شماها ديگر مىتوانند بازى بخورند؟ اينهايى كه هم حبسى شما بودند، آن قدر جنايات از شما سراغ دارند كه اگر يك وقت فرصت پيدا كنند و بيايند در راديو و تلويزيون بگويند، مىفهميد شما كه اينها چى بودند و چه جانورهايى هستند و بودند.
توصيه مردم به هوشيارى
ما باز از خوف اينكه يك دسته جوان بازيخورده در بين اينها باشد و هست، از خوف اين نمىتوانيم يك شدت عملى به خرج بدهيم، ولى ملت ما بايد چشمهايش را باز كند و رفت و آمدهاى مشكوك را تحت نظر بگيرد. شما ننشينيد حالا كه براى شما فقط پاسدارها عمل كنند؛ شما همه پاسدار اسلاميد. ملت ما همه پاسدار اسلام هستند. بايد همه مراقب باشند؛ همسايههاى خودشان را هر خانهاى تحت نظر بگيرد، رفت و آمدهاى مشكوك را تحت نظر بگيرد. اگر ديد يك مسئلهاى در آنجا محتمل است باشد- و لو احتمال بدهد- بايد اطلاع بدهد به مراكزى كه در نزديك آنجاست؛ كم توجه نباشد به اين مسائل؛ سست نباشد در اين مسائل. پيغمبر اسلام تا آن وقتى كه در بستر مرگ خوابيده بود، جيشش را فرستاده بود و بيرون مدينه تجهيز كرده بود براى مقابله با كفار. آنهايى كه اسلام را خلاصه مىكنند در اينكه بخورند و بخوابند و يك نمازى بخوانند و يك