صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٠ - ابعاد تحوّل ملت در انقلاب اسلامى
درآيد، اين چه تحولى بود كه در اين ملت پيدا شد كه يك رژيم دو هزار و پانصد ساله با تمام قدرتى كه داشت و تمام قدرتهايى كه دنبال سر او بودند، از قبيل امريكا و شوروى و ساير قدرتهاى ديگر، چه تحولى پيدا كرد اين ملت كه اعتنا به اين قدرتها نكرد، و قيام كرد و تمام آن قدرتها را عقب زد و غلبه كرد بر تمام آنها؟ آيا اين ملت همان ملت زمان شاهنشاهى است در روحيات، و ما اسمش را عوض كرديم مىگذاريم كه ملتِ زمان جمهورى اسلامى؟! اين ملتِ زمان جمهورى اسلامى همان ملتِ زمان شاهنشاهى است با تغيير اسم؟ يا نه، تحول پيدا شد؟! يك روزى از يك پاسبان مىترسيد يك بازار تهران. يك روزى بازار تهران و همه ملت ريختند در خيابانها گفتند ما اساس سلطنت را نمىخواهيم؛ نه از تانكهاى آنها و نه از مسلسلهاى آنها و نه از توپ و تشرهاى آنها نترسيدند، و با همين شجاعتِ انسانى كه داشتند با مردانگى زن و مردشان ريختند در خيابانها، و رژيم شاهنشاهى را از بين بردند.
آيا بانوان ما امروز با بانوانِ زمان «اعليحضرت» يكى است؟ ما اسمش را تغيير دادهايم؟! جمهورى اسلامى فقط يك اسمى است بىمحتوا؟ مردها همان مردها و زنها هم همان زنها، و همه چيزش همان چيز؟ آيا زنهاى زمان طاغوت، آنها كه در تلويزيون پيدا مىشدند، آنهايى كه در خيابانها پخش بودند همانها هستند اينها؟! يا آنها به جهنم رفتند، بانوان ما مثل مردان شجاع و مثل شيران شجاع بيرون آمدند، و جمهورى اسلامى را به دست خود و برادرهايشان اقامه كردند؟ [پس] محتوا همان نيست و لفظ عوض شده باشد؛ يعنى الآن در خيابانهاى ما همه اينهايى كه در خيابان هستند از همان عروسكهاى زمان سابق است، ما لفظش را عوض كردهايم؟! يا نه، محتوا عوض شده است؟ آن قلمهايى كه در اين باب مىنويسند، و عُقدههاى خودشان را مىخواهند با قلم خودشان صاف كنند يا مىخواهند همان بساط شاهنشاهى يا نظير او يا بدتر از او را دوباره در ايران بياورند، و به مَسْند قدرت خودشان بنشينند و مردم را اسير خودشان كنند، اين قلمها كه مىگويند كه محتوا تغييرى نكرده همان است، منتها يك اسمى آن وقت داشت، اسمش رژيم شاهنشاهى بود، حالا هم همان رژيم شاهنشاهى است لكن اسمش عوض شده؛