صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٣ - انتقاد از نويسندگانى كه در پى دلسردى ملتند
روستاها يا بسيارى از كارها انجام گرفته، يا در دست انجام گرفتن است.
اين قلمها مىخواهند ملت را دلسرد كنند. در عين حالى كه ملت خودش وارد عمل هست، لكن باز احتياطاً آنها حرف مىزنند، منتشر هم مىكنند، به افراد مىگويند كه نه، خبرى نشده است! جمهورى اسلامى هم كارى از آن نيامد! اسلام هم از آن كارى نمىآيد! تا همينها در خارج منعكس بشود، آنهايى كه در خارج هستند و بىاطلاعاند از وضع ايران باورشان بيايد. آنها دلشان را خوش مىكنند به اينكه بگذاريد خارجيها باور كنند؛ شايد يك فَرَجى براى اين ستمكارها پيدا بشود و ايران به آن حال برگردد، و اينها هم مشغول بشوند به آن كارهايى كه دلشان مىخواست بكنند.
من اينكه شما را زحمت دادم و اين واضحات را براى شما گفتم، براى اين است كه توجه داشته باشيد كه اين انگلهايى كه مىخواهند نباشد اسلام و مىخواهند نباشد نظام جمهورى اسلامى و از اين صدمه ديدند، در بين مردم، در بين جوانها، در بين مدارسى كه هست، افتادهاند و از اين حرفها مىزنند. اين بزرگتر اهانتى است كه به يك ملت مىكنند كه ملت خودش با دست خودش يك طاغوت را كنار گذاشته، و يك طاغوت را به جاى او گذاشته! اين اهانت بزرگى است به خود ملت. براى اينكه كسى نيامده با زور، جمهورى اسلامى را تحميل كند به شما.
خود شما رفتهايد و رأى دادهايد. تقريباً بيست و دو ميليون از جمعيت ما رأى داده. اين بيست و دو ميليون غرضشان اين بوده است كه جمهورى اسلامى يك لفظى باشد و همان رژيم سابق شاهنشاهى در كار باشد؟! يا خير، اين بيست و دو ميليون را بعضيها بازى دادهاند كه بياييد رأى بدهيد، و اينها نظرشان اين بود كه جمهورى اسلامى همان بساط شاهنشاهى باشد، و بيست و دو ميليون جمعيت را يكى دو نفر يا صد نفر يا دويست نفر بازى دادهاند و بردهاند پاى صندوقها؟! بزرگتر اهانتى به يك ملت اين است كه به ملت بگويند كه تو بازىخوردهاى از چند نفر آدم! آن چند نفر آدم چه كسانى هستند كه اين ملت را بازى دادهاند؟
در هر صورت، گوشها و چشمها بايد باز باشد. خيال نكنيد كه خارجيها با وساطت