یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢ - خانواده
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٧٢
خانواده ذی حقاند نه تنها متصرف.
٢٧. عطف به نمره ٦، کانون خانواده از سه جهت مقدس است:
یکی اینکه اولین گام خروج از خودپرستی است، آدمی غیر از خود دیگری را نیز دوست میدارد، هرچه برای خود میخواهد برای او نیز میخواهد، به سرنوشت او مانند سرنوشت خود علاقه مند میگردد [١]. البته در ورقههای زن در اسلام گفتهایم که علاقه به زن از نوع علاقه به اشیاء نیست. گذشته از زن، بعد علاقه به فرزند پیدا میشود. اساس اخلاق خروج از خودپرستی است. در خانواده لااقل خود انسان توسعه پیدا میکند. علیهذا تشکیل خانواده، خود یک مکتب و مدرسهای است که انسان بدون آن تکمیل نمیشود. افراد عالم و ریاضت کشیده و پیرمرد دیده شده که در سنین هشتاد سالگی خالی از یک نوع خامی و نپختگی نبودهاند، مثل مرحوم آخوند کاشی اصفهانی و مرحوم آقا شیخ مرتضی طالقانی. فحاشیهای آخوند کاشی و حاج آقا علی محمد نجف آبادی که عشق به گربه پیدا کرده بود و همچنین بعضی اخلاق بچگانه مرحوم طالقانی که نقل میشود، معلول این است که این مکتب اخلاقی را از لحاظ ملکات اخلاقی طی نکردهاند. خود اشباع شدن و نشدن غریزه جنسی از یک طرف، و طرف علاقه صمیمی و وحدت پیدا کردن از طرف دیگر، در تعدیل ملکات روحی فوق العاده مؤثر است. به همین دلیل به عقیده ما بسیار بعید است که یک نفر کشیش غیر مزوّج و یک نفر پاپ بتواند از لحاظ اخلاقی انسان کاملی باشد [٢] جهت دوم این است که قطع نظر از ملکات اخلاقی، از لحاظ
[١] میگویند مفاد این جمله: فأحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها در همه ادیان بزرگ آمده است.[٢] عدم اشباع این غریزه و این عاطفه و سرکوب شدن آن ممکن است در بعضی نفوس به صورت علاقه به شیئی دیگر مثل سگ و گربه و کل ظاهر شود و ممکن است به صورت جنایت و کینه بر بشریت ظاهر شود و به عقیده ما علت آنکه روحانیون مسیحی در قرون وسطی با اینکه روحانی و معلم اخلاق بودند این همه آدم کشی و آدم سوزی کردند، این بود که مجرد زیسته بودند.