یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٠
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٤٧٠
ضروری ترین و مفیدترین و عالیترین فرم فعالیت افراد بشر قرار دادند [١] یونانیان برای اولین بار در تاریخ بشر به این نکته مهم پی بردهاند که منظور اصلی از تشکیل جامعههای بشری این است که محیط مساعدی برای زندگانی افراد بشر فراهم آید، نه اینکه جماعت و گروههای مردم وسیله ارضای خواهشها و تسکین تمایلات و هوسرانیهای جباران و ستمکاران قرار گیرند.
یونانیان برای تأمین این منظور موازنهای را بین آزادی و نظم و ترتیب [٢] لازم شمردند و به ایجاد این موازنه هم بالاخره موفق شدند.
حقیقتاً از شگفتیهای روزگار یکی این است که در دنیای آن روز که سلاطین مشرق زمین و فراعنه مصر زندگانی افراد را به هیچ میشمردند و برای جاودانی ساختن نام یک نفر پادشاه خودخواه به اسم کئوپس (( در مدت سی سال چندین هزار نفر را به کار اجباری وا میداشتند و اهرام بدترکیب مصر را به وجود میآوردند، و یا پادشاهان سفاک و خونخوار کلده و بابِل کشتار دسته جمعی مردمان کشورهای مغلوب را امری رایج و مجاز محسوب میکردند و در کشورهای دیگر زندگی مردم و حتی نزدیکان پادشاهان و درباریان در معرض هوسهای آنی و زودگذر ارباب قدرت بود، در یونان قدیم زندگانی هر فرد بشری ارزش پیدا کرد [٣] به قسمی که هیچ
[١] آنچه در اسلام تحت عنوان امر به معروف یا علاقه به سرنوشت دیگران یا تأثیر حکام و اکابر در اخلاق عمومی ذکر شده و دستور اصلاحات کلی داده شده، ناظر به همین مطلب است.[٢] آزادی فرد و قدرت دولت[٣] بشر ارزش پیدا کرد از آن جهت که بشر است، حقوق انسانی به میان آمد، اصالت در فرد و شخصیتها به طوری که دیگران مقدمه وجود او هستند از بین رفت. ننگ بشریت است که در زبان شعرای ما همه مردم و بلکه چرخ و فلک را تابع اراده یک فرد خاص دانستهاند. به هر حال مسئله ارزش انسانی، خود یک مسئلهای است که در آثار اسلامی زیاد به چشم میخورد و این مطلب اگر درست شناخته میشد زمینه برای استبداد از بین رفته بود.