یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١ - اخلاق و تربیت زن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٢٧١
اخلاق [١] عبارت است از ملکات اکتسابی روحی مبنی بر تحکیم اراده خاص انسانی و اخلاقی بر غرایز و شهوات و تمایلات حیوانی؛ به عبارت دیگر مربوط است به نظام دادن به غرایز، تحت راهنمایی یک مکتب دینی یا عقلی. و از نظر دیگر اخلاقی بودن انسان به این است که انسان دارای یک سلسله احساسات و عواطف عالی اخلاقی و به اصطلاح وجدان انسانی باشد.
میدانیم که از استعدادهای مخصوص انسان استعداد اخلاقی است، یعنی حکومت بر غرایز و تمایلات حیوانی و همچنین دارای وجدان و عواطف عالیه بودن. حیوانات صد درصد محکوم غرایزشان میباشند و غرایز آنها صد درصد محکوم طبیعت است. نه آنها از غرایزشان آزادند ونه غرایزشان از طبیعت آزاد است که هرطور بخواهند عمل کنند. یک مسیر معین از طرف طبیعت برای آن غرایز تعیین شده، در مواقع معین و مناسب بهطور خودکار به کار میافتند و در مواقع معین طبق مصلحت آن حیوان از کار میافتند و خود حیوان بالاجبار مطیع آنهاست [٢].
«من» مختار و آزاد:
ولی انسان غرایز آزادی دارد. این غرایز به خود واگذاشته است.
ولی از طرف دیگر، انسان یک منِ مافوق و مختاری دارد که میتواند و باید بر این غرایز حکومت کند، آنها را راهنمایی و اندازه گیری نماید و همین است ملاک آزادی و خودمختاری انسان (انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً) و همین است ملاک مکلف بودن انسان (انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال ...) و همچنین در انسان یک سلسله استعدادهای اجتماعی عالی عاطفی و عواطف عالیه اجتماعی نهفته است که قابل پرورش و تکمیل است.
زن و مرد در این جهت- که خود دو جهت است: یکی عقل و اراده حاکم بر غرایز و دیگر عواطف عالیه بشری و نوعی- مشترکند،
[١] رجوع شود به ورقههای اخلاق چیست؟ و ورقههای فعل طبیعی و فعل اخلاقی.[٢] رجوع شود به مقاله «وحی و نبوت».