یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥ - زن در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ١٢٥
ازدواج با دخترهای یتیم رعایت عدالت نشود پس با آنها ازدواج نکنید و با سایر زنان ازدواج کنید، بنابراین جزاء شرط محذوف است یعنی جمله «لاتنکحوهن» که ضمیر به یتیمان بر میگردد.
ایرادی که بر این سخن وارد است این است که آن دختران یتیم اگر بالغند پس در ردیف سایر زنانند و اگر بالغ نیستند بعید به نظر میرسد که قرآن تزویج با یتیمهای نابالغ را- ولو با رعایت عدالت- اجازه بدهد.
شاید نظر به اینکه آیات متعرض امر یتیمها و زنان یعنی دو طبقه مظلوم و منکوب جاهلیت [شده] [١] و هر دو طبقه معمولًا به عنوان حمایت و سرپرستی مورد ظلم واقع میشدهاند، و از طرفی قرآن- چنانکه گفتیم- تعدد زوجات را به عنوان یک راه حل در زمینه یک مشکل اجتماعی وضع کرده است و از طرف دیگر کار عدالت درباره یتیمان از زنان دشوارتر است، زیرا با یتیم عدالت به معنی قسط است (الّا تقسطوا فی الیتامی) یعنی رعایت حق اوست ولی در زنان باید رعایت عدالت یعنی مساوات کرد (فان خفتم الّا تعدلوا ...) از این رو در موضوع یتیم چون طرف، صغیر یا غیر رشید است [و] باید رعایت احتیاط بشود، میفرماید: اگر سرِ سرپرستی دارید و میترسید درباره یتیمان رعایت عدل و قسط نکنید، از زنان متعدد سرپرستی کنید و
[١] همان دو طبقهای که به شکل دیگر طبق تقریر کتاب شبهات حول الاسلام در قرن نوزدهم محجور و مظلوم و منکوب شدند ولی در این تاریخ کسی به فریاد آنها نرسید مخصوصاً زنها، ولی در آن عصر قرآن به فریاد آنها رسید. ضمناً معلوم باشد که ظلم به زن آنگاه صورت میگیرد که زن بیشوهر بماند، مانند کودک که آنگاه مظلوم میشود که یتیم بماند. همان طوری که کودک از ناحیه پدر، مظلوم واقع نمیشود زن نیز از ناحیه همسر طبیعی مظلوم واقع نمیشود. کودک از ناحیه پدر بدلی یعنی سرپرست و زن از ناحیه شوهر بدلی یعنی رفیق و یا شوهری که قصد ازدواج و عدالت ندارد مورد ظلم و تعدی واقع میشود. به هر حال اینچنین بحرانی، هم در جاهلیت و هم در اروپای قرن نوزدهم- که دامنهاش تا قرن بیستم کشیده شده است وجود داشته است. یکی از مفاخر عظیم قرآن این است که سورهای به نام سورة النساء دارد و در این سوره مبارکه قوانینی به نفع این دو طبقه با رعایت جوانب فطرت و طبیعت وضع کرده است.