یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - زن در اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٩٥
حمایتتر است. احساسات مرد تعقلیتر و احساسات زن عاطفیتر است. مرد به فکر و زن به جمال و زینت بیشتر علاقه مند است.
این تفاوت، انحطاط و ترقی نیست:
اما اینکه آیا تفاوت زن و مرد در عین اینکه زن از لحاظ وزن و قامت و قوّت بدن و حتی قوای دماغی و استعداد فنی از مرد ضعیفتر است باید به حساب تأخر و انحطاط و عقب ماندگی زن گذاشت یا نه؟ جواب این است که نه، این تناسب است نه تأخر. لازمه تناسب تفاوت و اختلاف است. بر همه جهان اصل تناسب حکمفرماست. جهان چون خط و خال و چشم و ابروست ... اگر بنا بود در متن خلقت، زن و مرد سعادت جداگانه داشته باشند و از هم جدا زندگی کنند نظیر زندگی قومی و قوم دیگر، قوم مردان و قوم زنان، شهر زنان و شهر مردان، کشور زنان و کشور مردان، حتی اگر بنا بود زندگی زن و مرد از یکدیگر منفک آفریده شده بود نظیر انفکاک زندگی دو مرد از یکدیگر یا دو اسب از یکدیگر، حقاً باید زن را متأخر و منحط از مرد فرض کرد، همیشه طبقه زن از طبقه مرد مؤخر و عقب بود، ولی طبیعت ایندو را به منزله یک واحد آفریده، یعنی زندگی خانوادگی را در سرشت آنها قرار داده و زندگی آنها را براساس وحدت نهاده است، به وسیله عشق و محبت آنچنان مرد را در تسخیر زن قرار داده که تمام نیروهای مرد در خدمت زن نیز قرار میگیرد و در نتیجه مشترکاً از آن نیرو استفاده میکنند و در نتیجه ابزار زندگی مرد ابزار زندگی زن هم هست و ابزار زندگی زن ابزار زندگی مرد هم هست. هر دو از مزایای ابزارهای زندگی یکدیگر استفاده میکنند. ایندو واقعاً با هم ترکیب میشوند. نزدیکترین اقسام اجتماعات بشری به ترکیب طبیعی، زندگی زناشویی است [١]. در سعادت یکدیگر شریکند، بلکه سعادت هریک عین سعادت دیگری است. یک مرد سعادتمند اثر
[١] در مورد اجتماع مدنی این بحث هست که آیا انسان مدنی بالطبع است یا نه؟ ولی در اجتماع منزلی جای این بحث نیست. قطعاً انسان اجتماعی منزلی بالطبع آفریده شده. غریزه اجتماع منزلی غیر از غریزه جنسی و شهوت مشخصی است. انسان، تنها طالب وسیله دفع شهوت نیست، بلکه طالب یار و انیس و محبوبی و محبی است.