یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٠ - سؤال
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٤٢٠
٤. رجوع شود به ورقه علم یقینی و تکذیب و انکارهای بیجا و همچنین به گفتار رادیویی «انکارهای بیجا».
٥. رجوع شود به ورقههای شک، نمره ٨ راجع به چیزهایی که سبب میشود سؤال بیجا کم شود.
٦. رجوع شود به ورقههای شک، نمره ٧: انواع سؤالات بیجا.
ایضاً رجوع شود به ورقههای علم.
٧. بسیاری از مردم با اینکه سراپای وجودشان پیروی کورکورانه از عادت و محیط و مُد و اوضاع است، همینکه به امور دینی میرسند میخواهند افلاطون عصر شوند.
٨. مردم از لحاظ سؤال گاهی مفرِطند و گاهی مفرّط و گاهی هر دو.
٩. داستان زنی که آمد از حضرت زهرا علیها السلام مسئلهای را چند بار سؤال کرد، یک نمونه از سؤال بجاست.
١٠. در حدیث است: سل تعلماً لاتعتناً. در منیة المرید آدابی در سؤال متعلم از معلم ذکر میکند، مراجعه شود.
١١. یکی دیگر از سؤالات که اگر سؤال چندان به وقت نبود جواب به وقت [بود] داستان کسی است که در جمل از حضرت راجع به معنی «واحد» سؤال کرد. همچنین کسی که در صفین از نماز سؤال کرد و یکی از اصحاب گفت: حالا وقت این سؤال نیست، حضرت فرمود: ما برای نماز میجنگیم.
١٢. حدیث نقل شده از رسول اکرم: علم لایصلحک ضلال. این حدیث میرساند که چه چیزهایی را باید سؤال کرد. سعدی میگوید:
علمی که ره به حق ننماید جهالت است.
١٣. حدیث امام باقر در نهی از کثرت سؤال- المیزان جلد ٦، صفحه ١٦٦.
١٤. در المیزان جلد ٥، صفحه ٩٧ ذیل آیه کریمه ... این حدیث را