یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٦ - یادداشت زهد و ریاضت نفس
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٤٠٦
زخارفها، فاعرض عن الدنیا بقلبه و امات ذکرها من نفسه، و احب ان تغیب زینتها عن عینه لکیلا یتخذ منها ریاشاً و لایعتقدها قراراً و لایرجو فیها مقاماً، فاخرجها من النفس و اشخصها عن القلب و غیبها عن البصر و کذلک من ابغض شیئاً ابغض ان ینظر الیه و ان یذکر عنده.
و لقد کان فی رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و اله ما یدلک علی مساوی الدنیا و عیوبها اذ جاع فیها مع خاصته و زویت عنه زخارفها مع عظیم زلفته، فلینظر ناظر بعقله اکرم اللَّه محمداً بذلکام اهانه؟ فان قال: اهانه، فقد کذب واللَّه العظیم و اتی بالافک العظیم، و ان قال: اکرمه، فلیعلم ان اللَّه قد اهان غیره حیث بسط الدنیا له و زواها عن اقرب الناس منه.
٣. زهد، اعراض و بیمیلی روحی یا عقلی یا قلبی است، ولی آیا تنها اعراض روحی و کمال مطلوب نبودن دنیا کافی است یا لازم است کمال مطلوب بالاتر داشته باشد؟ و به فرض دوم آیا مستلزم یک برنامه عملی هست یا نه؟ و به فرض دوم آیا آن برنامه عملی فقط و فقط ورع عندالمحارم است و یا تنزه از طیبات هم جزء برنامه زهد است؟ و به فرض دوم آیا میتوان گفت زهد بر دو قسم است: زهد واجب و زهد مندوب؟
٤. وقتی که معلوم شد زهد این است که کمال مطلوب چیز دیگر باشد، پس دنیا کمال مطلوب نیست ولی مطلوب یعنی مطلوب طبیعت هست و از نظر عقل و اندیشه و کمال مطلوب حقیقی وسیله و مطلوب بالعرض هست. حالا باید دید توصیه نهج البلاغه به زهد برای چه مطلوب و کمال مطلوبی است؟ و آیا تضادی هست میان اینکه هم دنیا کمال مطلوب باشد و هم آن معنی؟ و آیا میان آن کمال مطلوب و بهره برداری عملی تضاد هست یا نه؟ آنچه مسلم است این است که تضاد در مرحله آرزوها و کمال مطلوب قرار گرفتنهاست ولی در مرحله عمل بعضی مدعیاند که هیچ گونه تضادی نیست مگر در