یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٨ - یادداشت فلسفه زهد
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٣٧٨
زندگی را خراب و منهدم نمیکند و سبب بدبختی اجتماع نمیگردد، بلکه بهتر و آمادهتر میکند؛ برعکسِ زندگی غیر زاهدانه است که سبب فنا و سقوط ملتهاست، همانطور که منتسکیو در صفحات ٢١٤- ٢٢٣ روح القوانین بحث کرده است. ما همین الان وقتی که میشنویم یک رهبر سیاسی و اجتماعی به حقوق کم و زندگی بسیار ساده قناعت میکند و احیاناً محرومیتهایی متحمل میشود و در عین حال از وظایف اجتماعیاش غافل نمیماند، سخت او را تقدیس میکنیم و او را انسانی شریف میدانیم و میخوانیم و شایسته تجلیل میشماریم.
زهد و آزادی:
پس زهدِ محکوم و مردود عبارت است از تحریم نعمتهای دنیا بر خود به خاطر اینکه خود آن نعمتها اساساً بد است و یا به خاطر اینکه تنها راه قرب حق، عبادات ظاهری است. همان طوری که در ورقههای زهد و رهبانیت گفتهایم، زهد ترک لذت گرایی هست اما ترک زندگی و اجتماع نیست. زهد برداشت کم است اما نه به خاطر اینکه صرفاً این برداشت کم در دنیا سبب برداشت بیشتر در آخرت باشد، بلکه برای بازدهی زیادتر در همین دنیا، بازدهیهای شرافتمندانه که عیناً کار اخروی هم هست.
این حقیقت زهد است. اکنون آن چیزهای دیگر چیست که به دست آوردن آنها جز با بیاعتنایی و رهایی مادیات میسر نیست؟
یکی از آنها آزادی است ولی این حقیقت یعنی زهد به خاطر آزادی آنگاه عملی است که انسان خفیف المؤنة زندگی کند؛ یعنی بر شرایط طبیعی یک سلسله قیود و شرایط عادی نیفزاید، خود را طوری تربیت کند که بتواند با کم بسازد و با کم زندگی کند، خود را از اسارت طبیعت به صورت یک سلسله عادیات آزاد کند. اسارت دنیا تنها اسارت فکری و عقلی نیست که مورد توجه عرفاست، اسارت جسمی و جانی از آن کمتر نیست. شرایط حیات هر اندازه مضاعف