یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٧ - زن - طلاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٣٥٧
طرف باید از مزایای متساوی برخوردار باشند و به موجب اصل آزادی فردی باید طرفین حق انحلال داشته باشند. پس تفاوت اثر و مزایا در عقد با اصل تساوی منافی است و ممنوع بودن اقاله و فسخ با اصل آزادی فردی منافی است (رجوع شود به صفحه ٣٤٢ و به نمره ٢٢).
جواب این است که اولًا لازمه تساوی انسانها تساوی احکام عقود نیست. در عقود باید به طبیعت عقد نیز توجه داشت، یعنی طبیعت عقد نیز عاملی از عاملهاست. لهذا در رهن اگر میگوییم از طرف راهن لازم و از طرف مرتهن جایز است، با اصل تساوی انسانها منافی نیست. عقد بیعت نیز احکام و آثار مختلفی برای بیعت کننده و بیعت گیرنده دارد، زیرا طبیعت بیعت فداکاری یک طرف در انجام امر طرف دیگر است و البته بیعت گیرنده نیز به نوبه خود وظایفی دارد.
آیا ممنوعیت حق فسخ و اقاله از طرفین با اصل آزادی فردی منافی است؟:
و اما ممنوع بودن فسخ و اقاله که گفته میشود با اصل آزادی فردی منافی است، در صورتی است که حق حق فردی باشد. در جایی که پای حق اجتماع نیز در میان است، حق فسخ و اقاله معنی ندارد. در اسلام طرفین حق فسخ و اقاله ندارند مگر در موارد مخصوصی، ولی زوج حق دارد و این حق طلاق نه به واسطه مزیتی است که برای مرد قائل شده است بلکه از آن جهت است که طبیعت ازدواج به شکلی است که با سرد شدن کانون محبت مرد، موضوع حق اجتماع معدوم میشود و روح خانوادگی میمیرد [ولی] در صورتی که کانون محبت در وجود زن سرد شود کانون خانوادگی نیم مرده و نیم زنده است و امید حیات و بقا در آن هست، زیرا کلید محبت زن در دست مرد است.
چرا ازدواج مقدس است؟:
حقیقت ازدواج که مقدس است از این جهت است که شکستن حصار خودی است، مانع گناه است و فیه شائبة العبادة؛ دیگر اینکه کانون تربیت نسل آینده است.
علاوه بر این جهت که پای حق اجتماع در این پیمان در میان است، این پیمان یک پیمان طبیعی است نه یک پیمان قراردادی. در