یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥ - زن - طلاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٣٤٥
کشورهای پروتستان مانند انگلیس و هلند و دانمارک و سوئد و آلمان طلاق را قبول کردند. فرانسه هم در انقلاب کبیر چون رد طلاق با اصل «آزادی» فردی مخالفت داشت، امکان طلاق را پذیرفت. گو که هنوز طلاق در بعضی از کشورها مانند ایتالیا و ممالک آمریکای جنوبی ممنوع است، میتوان گفت امروز رد طلاق کمتر طرفدار دارد.
سپس میگوید:
اختلاف نظر مهمی که امروز راجع به طلاق وجود دارد راجع به این است که پس از مجاز داشتن آیا برای امکان آن چه شرایطی باید قائل شد. ذیلًا به اصول عقایدی که در این خصوص وجود دارد اشاره میکنیم:
طلاق قضایی:
به عقیده بعضی، قانونگذار حتی الامکان باید از وقوع طلاق جلوگیری کند (ولو آنکه طرفین مایل به طلاق باشند) و بنابراین علل معینی برای امکان طلاق باید پیش بینی نماید که اگر آن علل به ظهور رسد و در محکمه ثابت شود، طلاق میسر باشد. این نوع طلاق را طلاق «قضایی» گوییم.
عده دیگر طلاق به رضای زن و شوهر را (توافق طرفین) اجازه میدهند، یعنی معتقدند که نکاح عقدی است مانند سایر عقود و همانطور که در سایر عقود «اقاله» یا تفاسخ ممکن است، در عقد نکاح هم باید طلاق به رضای طرفین میسر باشد.
بالاخره جمعی را عقیده بر این است که طلاق با اراده زن یا شوهر را (اراده یک طرف) هم باید مجاز دانست، یعنی به محض اینکه یکی از زوجین خواست از دیگری جدا شود به تنهایی بتواند نکاح را منحل کند.
طلاق قضایی (قسم اول) در فرانسه و آلمان و انگلیس و سوئیس معمول است ولی علل طلاق در آن کشورها یکسان