یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢ - زن - فلسفه مهر و انفاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ٢٣٢
فلسفه مهر از نظر یک مخالف:
همچنان که برای داشتن باغ یا خانه یا اسب یا استر مرد باید مبلغی بپردازد، برای خریدن زن هم باید پولی از کیسه خرج کند و همچنان که بهای خانه و باغ و استر برحسب بزرگی و کوچکی و زشتی و زیبایی و بهره و فایده متفاوت است، بهای زن هم برحسب زشتی و زیبایی و پولداری و بیپولی او تفاوت میکند. قانونگذاران مهربان و جوانمرد ما قریب ١٢ ماده درباره قیمت زن نوشتهاند و فلسفه آنان آن است که اگر پول در میان نباشد رشته استوار زناشویی سخت سست و زودگسل میشود.
در صفحه ٣٧ میگوید:
قانون مدنی ما از یک سو مرد را وا میدارد که به زن خود نفقه بدهد، یعنی جامه و خوراک و مسکن وی را آماده کند.
همچنان که مالک اسب و استر باید برای آنان خوراک و مسکن فراهم آورد، مالک زن نیز باید این حداقل زندگی را در دسترس او بگذارد. ولی از سوی دیگر معلوم نیست چرا ماده ١١١٠ قانون مدنی مقرر میدارد که در عده وفات، زن نفقه ندارد ...
صفحه ٣٨:
اگر زن، خود از نظر اقتصادی مانند مرد باشد دیگر چه حاجت است که ما برای او نفقه و کسوه و مهر قائل شویم؟ همچنان که هیچیک از این پیش بینیها و محکم کاریها در مورد مرد به میان نمیآید، در مورد زن هم آنوقت نباید وجود داشته باشد [١]
[١] این ایراد اگر درست باشد از همه بیشتر به اسلام وارد است، زیرا اگر مثلًا عرب جاهلیت مهر و نفقه معین میکرد استقلال اقتصادی نمیداد، اسلام که استقلال اقتصادی داده چرا مهر و نفقه معین کرده است؟ اشتباه آنها همین است که خیال کردهاند فلسفه مهر و نفقه صرفاً احتیاج مادی زن است.