یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١ - زن - حکومت و قوامت مرد بر زن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٥، ص: ١٥١
دیگر اینکه طلاق راه حل نیست، [روشن میشود که] طلاق حتی الامکان نباید واقع شود. طلاق بهم خوردن یک پیمان مقدس است. علت اینکه طلاق رواست، این است که ازدواج اجباربردار نیست.
ما میگوییم علت اینکه حق حکومت و حق تأدیب در صورت نشوز، به مرد داده شده است، طبیعی بودن این اجتماع است.
البته تأدیب اسلامی در مورد زدن، زدن دردآور و زدنی که اثر بگذارد و دیه وارد کند نیست، باید غیر مُبرّح و غیر مُدْمی باشد والّا از طرف حکومت مأخوذ است. این زدن حداکثر اظهار تنفر است.
طبیعت زن، باز طبیعتی است که هیچ چیزی مانند استرسال مرد، او را مغرور نمیکند و هیچ چیزی مانند اظهار شخصیت مرد و اظهار آزادی او از زن، زن را رام و مطیع نمیکند و در عین حال زن به حسب طبیعت خود چنین مردی را که دارای صفت مردانه و آمریت است دوست میدارد.
چرا اعمال خشونت مرد، در زن ایجاد عقده نمیکند؟:
یعنی زن طبیعتاً از استرسال مرد مغرور میشود، طبیعتاً به واسطه اظهار تنفر مرد و خشونت و استقلال و آزادی مرد رام میشود، و طبیعتاً از مردانگی همسر خود لذت میبرد ولو آنکه آن مردانگی علیه او اعمال شود. مردانگی مرد در حدود مصالح خانوادگی در زن ایجاد عقده روحی نمیکند، همان طوری که جفای پدران و مادران و فرزندان نیز تولید عقده روحی نمیکند. عقدههای روحی آنجاست که به شخصیت لطمه وارد شود و مورد تحقیر واقع شود، و اینها در محیطهای بیگانگی اجتماع مدنی صادق است نه در اجتماع طبیعی خانوادگی.
داستان زنان پیغمبر و پیغمبر که منتهی به کناره گیری پیغمبر و نزول آیات «تعالین امتعکن ...» شد، همین بود.
پیغمبر به اصطلاح به زنها رو میداد. حتی مورد اعتراض امثال عمر واقع شد. کار به جایی کشید که میآمدند با پیغمبر بگومگو