شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٢٦٢ - تواضع سليمان
كنم و رسم باطل را براندازم . ابن عباس در ادامه ى گفتارش مى گويد : على (عليه السلام)لباسش را هم خود وصله مى زد و بر عادى ترين مركب سوار مى شد[١] .
تواضع سليمان
سليمان (عليه السلام) ، داراى چنان حشمت و جلال و عظمتى بود كه او را در اين زمينه هم پايه اى نبود ، ولى به اندازه اى متواضعانه و باانصاف رفتار مى كرد كه حتّى مورى ناتوان هم مى توانست او را محاكمه كند و حقّ طبيعى خود را از سليمان دريافت دارد .
روزى مورى روى دستش به حركت آمد ، سليمان مور را از روى دستش برداشت و بر زمين گذاشت ، سليمان مانند همه فكر نمى كرد كه مور بر او اعتراض كند و وى را مورد بازخواست قرار دهد ، ولى تواضع و عدالت و ضعيف نوازى سليمان كار را به جايى رسانيده بود كه مور لب به سخن گشوده عرضه داشت : اين خودپسندى چيست ؟ اين بزرگ منشى چيست ؟ مگر نمى دانى من بنده ى خدايى هستم كه تو نيز بنده ى او هستى ؟ از نظر بندگى خدا چه تفاوتى ميان من و توست كه تو با من چنين رفتارى كردى ؟
سليمان ، از صراحت گويى مور متأثر شد . آرى ، دچار اضطراب و تأثر شد كه اگر روز قيامت با چنين بيانى در پيشگاه حق محاكمه شود چه بايد كرد . همين اضطراب و تأثر او را از حال طبيعى خارج ساخت ; وقتى به حال آمد فرمان داد مور احضار شود .
شايد شما فكر كنيد مور را احضار كرد تا به جرم صراحت لهجه گرفتارش كند و او را از زير شكنجه و آزار قرار دهد ! ولى سليمان مرد خداست ، داراى مقام نبوت است ، به همه ى حسنات اخلاقى آراسته است و كمالات انسانى در او ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
١ ـ تذكره ى ابن جوزى : ٦٧ .