شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٢٢٩ - مقام شكر
بره اش را ربود و شير او به طور كامل خشك شد تا امسال كه زاييده و سينه اش پر شير شده . گفتم : درست است .
با هم حركت كرديم تا به پل كوفه رسيديم. در دست مردى انگشترى از ياقوت بود ، جابر به او گفت : اين ياقوت برّاق را ببينم . او هم از دستش درآورد و به او داد . جابر انگشتر را وسط آب خروشان فرات انداخت . آن مرد در حالى كه بسيار ناراحت شده بود گفت : چه كردى ؟ جابر گفت : ناراحت نباش دوست دارى به انگشترت برسى ؟ گفت : آرى . دستش را به سوى آب گرفت ، آب روى هم سوار شد تا نزديك دستش رسيد ياقوت را گرفت و به صاحبش داد ![١]
مقام شكر
اين مقام از مقامات بسيار پرارزشى است كه سالكان راه حق براى رسيدن به آن اصرار داشتند .
بلندى اين مقام و برترى اين مرتبه در حدّى است كه دارندگانش در ميان نوع انسان ، شمارشان اندك و تعدادشان كم و افرادشان قليل است :
( . . . وَقَلِيلٌ مِن عِبادِىَ الشَّكورُ )[٢] .
حديث شناس كم نظير ، علامّه ى خبير ، مرحوم ملا محمد باقر مجلسى درباره ى معنى شكر مى گويد :
الشُكْرُ الاعْتِرافُ بِالنِّعْمَةِ ظَاهِراً وَبَاطِناً وَمَعْرِفَةُ المُنْعِم وَصَرْفُها فِيمَا أُمِرَ بِه[٣] .
[١] رجال كشى : ١٧٢ .
[٢] سبأ : ١٣ .
[٣] بحار الانوار : ٦٤ / ٢٦٨ ، باب ١٤ ، حديث ١ .