شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٤٤٧ - فراق دوستان
و مسرور مى شود ، زندگى دنيا هم چون خواب است و آخرت بيدارى ، پس در دنيا گريه كنيد تا در آخرت شاد و مسرور شويد .
فراق دوستان
كسى كه عاشق پيامبران و امامان و اولياى الهى است و همه ى همّ و غمش رسيدن به وصال آنان است و به شدت علاقه مند است كه در قيامت آنان را ببيند و از همنشينى با آن عزيزان برخوردار شود ، چنانچه خداى عز و جل به سبب پاره اى از گناهان ، او را در قيامت به فراق آنان مبتلا سازد و به جاى هم نشينى با آنان ، وى را با دشمنانش قرين و همدم سازد ، در حقيقت دلش را مبتلا به عذابى كرده كه از عذاب دوزخ سخت تر و از آتش جهنم سوزنده تر است .
درد فراق را بايد از فراق كشيده پرسيد ، گرچه براى كسى كه طعم تلخ فراق را نچشيده بيان درد فراق اثرى به حال او ندارد !
درد فراق را آدم چشيد كه به خاطر نزديك شدن به درخت ممنوعه از جايگاه والايى چون ملكوت و از هم نشينى با فرشتگان و از ادامه ى زندگى در بهشت و از مقام قرب حق محروم شد !
درد فراق را ايوب چشيد كه اهل و مال و ثروت و مكنت و عافيت بدن به خاطر آزمايش الهى از دستش رفت .
درد فراق را يونس چشيد كه از فضاى وسيع جهان محروم و به زندان شكم ماهى گرفتار شد .
درد فراق را يعقوب چشيد كه از دورى محبوبش آنقدر گريه كرد كه دو چشمش سپيد شد .
درد فراق را يوسف چشيد كه از پدر مهربانى چون يعقوب دور افتاد و به قعر چاه و زندان گرفتار شد .