شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣٢٥ - معناى بلاء
« اَللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِى ، وَأَفْرَطَ بِى سُوءُ حَالِى »
اَللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِى ، وَأَفْرَطَ بِى سُوءُ حَالِى...
« وَقَصُرَتْ بِى أَعْمَالِى ، وَقَعَدَتْ بِى أَغْلاَلِى »
« خدايا ! بلاى من بزرگ است ، و بدى حالم از حد گذشته است ، و اعمالم چنان اندك و كم و كوتاه است كه نمى تواند مرا به نجات و سعادت برساند ، و زنجيرهاى وابستگى هاى بى اندازه ام به دنيا و تعلّقاتم به امور مادى و ديگر صفات ناپسند مرا زمين گير نموده و از پاى انداخته و به ناتوانى و عجز نشانده است » .
اين جملات ، نشانگر اين معناست كه : بيمار گناه و اسير عصيان و رنجور از تعلقّات مادى و بدحالى كه بدى حالش از حدّ گذشته ، به پيشگاه طبيب حاذق و دانا و حكيم قادر و توانا ، راه يافته است . طبيبى كه خود ، بيمار را از روى رحمت و محبت دعوت كرده تا او را شفا دهد ، و دردهايش را درمان كند و وى را از رنجورى تعلّقات مادى و سختى اسارت برهاند .
معناى بلاء
صاحب دلان باكرامت ، و سالكان بابصيرت ، كلمه ى « بلاء » را در جمله ى « اَللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِى » به چند حقيقت معنا كرده اند :