شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ١٧٣ - كبر
شدّاد بن اوس مى گويد : رسول خدا را ديدم گريه مى كند . گفتم : سبب گريه ى شما چيست ؟ فرمود : بر امّتم از شرك مى ترسم ، اينان بت و خورشيد و ماه و سنگ را نخواهند پرستيد ، ولى با اعمالشان به ريا و خودنمايى دست
خواهند زد[١] .
كبر
سركشى و گردنكشى چه در برابر حق ، چه در برابر مردم ، چه در برابر دستورات خدا و انبيا و امامان و چه در برابر خيرخواهان دلسوز ، حالتى ابليسى و اخلاقى شيطانى است .
ابليس ، به خاطر تكبرش از دستور حق براى هميشه از رحمت حق محروم و براى ابد از پيشگاه پروردگار رانده و مورد لعنت قرار گرفت و عذاب هميشگى بر او قطعى و حتمى شد .
تيره بختى و بدبختى و شقاوت متكبّر به اندازه ايست كه از دايره ى محبت خدا خارج است .
( . . . إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ )[٢] .
براى متكبر و سنگينى گناهش همين بس كه قرآن مجيد او را اهل دوزخ به حساب آورده و فرموده :
( . . . فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ )[٣] .
« دوزخ جايگاه بدى براى متكبرين است » .
آرى ! خود را از ديگران بزرگتر ديدن و خود را در همه ى امور محور و ميزان
[١] محجة البيضاء : ٦ / ١٣٩ ـ ١٤١ ، كتاب ذمّ الجاه والرياء .
[٢] نحل : ٢٣ .
[٣] نحل : ٢٩ .