شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣٢٨ - ٢ ـ دورى از مقام قرب
سر نمى زند !!
و آنان كه همواره به سوى مقام قرب در حركت اند ، از فيوضات خاص حق بهره مندند ، و بر اثر دريافت آن فيوضات ، با نشاطى وصف ناپذير و با حالى عرشى و ملكوتى و با دلى پر از رغبت و شوق به عبادت حق مشغول و به خدمت به خلق سرگرم و در هر كار خيرى ديده مى شوند .
آنان ، در اين حركت معنوى ، سر از پا نمى شناسند و جز بندگى خالصانه شغلى ندارند و غير ديدار معشوق و رسيدن به آغوش محبوب چيزى نخواهند .
دل آنان پيوسته از بارگاه ربوبى فيض مى گيرد و آن را به تمام زواياى وجود انسان مى رساند .
يوسف صديق با حركت به سوى مقام قرب و يافتن فيوضات ربّانى ، خانه ى محقّر كنعان را براى خود تبديل به مسجد و جايگاه بندگى خالصانه كرد و در مقدمه ى راه در عالم خواب به عرصه ى زمان آينده ، به پرواز درآمد و مقامات عاليه ى خود را مشاهده نمود و عمق چاه را چون سَحر عاشقان جاى راز و نياز با معشوق قرار داد ، و كاخ عزيز مصر را كه محل سقوط زليخا بود ، جايگاه صعود خود به اوج تقوا و پرهيزكارى نمود ، و زندان را براى خويش محل عبادت و نسبت به ديگران جاى هدايت قرار داد و پست وزارت دارايى را مركز امانت دارى و آگاهى نسبت به خرج بيت المال نمود ، و مقام عزيزى مصر را
مقام خدمت به بندگان خدا قرار داد و از طريق اين امور به مقام قرب حضرت محبوب رسيد .
گفتگو كن گفتگو كن گفتگو ^^^ جستجو كن جستجو كن جستجو
شرح سرّ آن شكنج زلف يار ^^^ مو به مو كن مو به مو كن مو به مو
از پى ديدار آن جان جهان ^^^ هاى و هو كن هاى و هو كن هاى و هو
اى خدا اين نهر جان را از هوس ^^^ رُفت و رو كن رُفت و رو كن رُفت و رو
وانگه از درياى علمت سوى جان ^^^ جو به جو كن جو به جو كن جو به جو