شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣١٤ - اقرار بر گناه
و صراط و دوزخ و بهشت را به نظر نياوردم به اين خاطر به مخالفت با تو برخاستم و به انواع گناهان آلوده شدم و نهايتاً به سبب نادانيم در ارتكاب گناه و معصيت بر تو جرأت و جسارت ورزيدم و خلاف ادب و متانت رفتار كردم !
اقرار بر گناه
پروردگارا ! آن زمان كه در رحم مادر بودم ، از هر جهت مورد لطف و احسانت قرار داشتم . احسان و عنايت تو بود كه نطفه ى ناپاك را تبديل به انسانى كامل نمودى و آنچه را از اعضا و جوارح و مخ و پى و عقل و خرد و روح و نفس و قلب و صدر و گوشت و استخوان و رگ و عصب و خون و سلول و ناى و مرى و دستگاه تنفس و دستگاه گوارش و چشم و گوش و دو لب و هوش و . . . نياز داشتم به من عطا كردى ، سپس براى به دنيا آمدنم به جسم مادرم آمادگى دادى تا سالم به دنيا آيم ، آنگاه دو سينه ى پرشير كه انواع احتياجات بدن را تأمين مى كرد براى من مقرر فرمودى و آغوش پرمهر مادر و قلب پرمحبت پدر را براى من قرار دادى و به تدريج با تغذيه و حفاظت به وسيله ى حافظانت و به ويژه پدر و مادر مرا رشد دادى و به آنجا كه بايد برسانى رساندى و سپس انواع وسايل زندگى و معيشت را برايم فراهم آوردى و . . .
پروردگارا ! اين همه لطف و احسانت كه در گذشته به من نمودى مرا مغرور ساخت و در اين خيال انداخت كه اگر غرق گناه و معصيت شوم ، باز هم از احسان و لطف تو برخوردار مى شوم و عقاب و جريمه اى از پى ندارم ، در حالى كه نبايد به نعمت هايت ـ كه در قديم و در گذشته ى از زندگى به من دادى ـ مغرور مى شدم و قدم در وادى گناه مى گذاشتم .
اكنون كه به لطف و عنايت تو اندكى بيدار شدم و به وضع و حال خود و روزگار تيره و سياهم آگاه گشتم . با تمام وجود به حضرتت روى آورده و با آه