شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٢٣٣ - داستانى شگفت از انسانى شاكر
درآورده به او عطا كردند و فرمودند : اين پيراهن را بپوش . چون پيراهن را پوشيد ، گفت :
الحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى كَسَانِى وَسَتَرَنِى يَا أَبا عَبداللّهِ اَو قَالَ جَزَاكَ اللّهُ خَيْراً .
« همه ى سپاس و ستايش ويژه ى خداست كه مرا لباس پوشانيد ، و عرضه داشت يا ابا عبداللّه ، يا آن كه گفت : خدا تو را جزاى خير دهد » .
با همين دو كلمه ى كوتاه از آن حضرت سپاسگزارى كرد و بيرون رفت[١] .
عارف بزرگوار ، فيلسوف عالى مقدار ، عالم پرهيزكار ، ملا محسن فيض كاشانى در كتاب بسيار مهم « وافى » در باب تعقيبات نماز از معصوم روايت مى كند : اگر شخص نمازگذار پس از اداى نماز واجب ، سر به سجده ى شكر گذارد و نعمت هايى كه خداى مهربان به او عطا كرده ، يك به يك به ياد آورد و شكر كند از حضرت حق به فرشتگان خطاب شود : اى فرشتگان ! بنده ام نماز واجبش را ادا كرد و به شكرگذارى من مشغول شد ، با او چه معامله اى كنم ؟
فرشتگان مى گويند : حوائجش را روا كن . خطاب رسد : روا كردم ، ديگر چه كنم ؟ گويند : به او نجات در آخرت را عطا كن . خطاب رسد : عطا كردم ، ديگر چه كنم؟ گويند: وسعت رزق به او عنايت فرما . خطاب رسد : عنايت كردم ، ديگر چه كنم ؟ گويند : فرزندان شايسته نصيب او كن . خطاب رسد : نصيب كردم . تا وقتى نمازگذار در سجده ، شكرگذارى مى كند خدا خطاب مى فرمايد و فرشتگان دعا مى كنند تا جايى كه فرشتگان مى گويند : پروردگارا ! ما آنچه از امور خير بود از پيشگاهت براى او خواستيم و تو عنايت فرمودى ، ديگر چيزى نمى دانيم. خطاب رسد : شما نمى دانيد من مى دانم ، او شكرم را بجا آورد ، من هم از او سپاسگزارى مى كنم و سپاس من اين است كه درب نعمت را به رويش باز مى كنم .
[١] كافى: ٤ / ٤٩، باب النوادر، حديث ١٢ ; بحارالأنوار: ٤٧ / ٤٢ ، باب ٤، حديث ٥٦ ; انيس الليل: ١٥٥.