شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٧٢ - پوست
٢ ـ داراى غدّه هايى است كه ايجاد عرق مى كنند و آن را از بدن بيرون مى دهند تا حرارت بدن هميشه منظم باشد و بالا نرود .
٣ ـ داراى غدّه هاى روغنى است كه پيوسته موها و خود را تازه و نرم نگاه دارند .
٤ ـ در برابر حمله ى ميكروب هاى خارجى خط دفاعى كشور بدن است .
٥ ـ سم هايى را كه در بدن پيدا مى شود به وسيله ى عرق دفع مى كند و در اين كار به كليه ها كمك مى دهد .
٦ ـ از بيرون آمدن مايع هاى سودمند بدن جلوگيرى مى كند .
٧ ـ مركز حسّ لامسه است . همان حسّى كه سردى ، گرمى ، زبرى ، صافى ، نرمى ، سفتى ، ضخيمى و نازكى اجسام را به ما گزارش مى دهد .
پوست ، جسمى است كه رحمت خدا او را فرا گرفته و اگر اتصال به رحمت خدا نداشت ، اين همه فعل و انفعال سودمند در جهت حيات انسان در آن
انجام نمى گرفت .
اى كه درد مرا تويى درمان ^^^ اى كه راه مرا تويى پايان
كمر خدمتت به دل بستم ^^^ هر چه گويى به جان برم فرمان
داده ام تن به خدمت تو به دل ^^^ داده ام دل به طاعت تو به جان
هر چه خواهى بيار بر سر من ^^^ يك دمم از درت وليك مران
به خيال تو زنده است اين سر ^^^ به هواى تو زنده است اين جان
گر نه در سر خيال توست مقيم ^^^ ور نه در جان هواى توست روان
نيستم من ، به جز تن بى سر ^^^ نيستم ، غير قالب بى جان
يكدم ار وصل تو دهد دستم ^^^ مى دهم در بهاش جان و جهان
نه جهان خواهم و نه جان ، جانا ^^^ هم جهان « فيض » را تويى هم جان[١]
[١] ديوان فيض كاشانى : ٢ / ١١٣٩ ، غزل ٨٠١ .