شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٩١ - تغيير نام از دفتر تيره بختان به ديوان نيك بختان
عرضه داشت : الهى ! مرا به سوى بنده اى كه پاسخ ناله اش را مى دهى راهنمايى كن . خطاب رسيد : به خاك روم نظر انداز . نظر كرد ديد بت پرستى در بتخانه ى روم در حالى كه چون ابر بهار مى گريد بتش را صدا مى زند .
جبرئيل از مشاهده ى اين واقعه در جوش و خروش آمد ، عرضه داشت : حجاب از برابرم برگير ، كه چگونه است كه بت پرستى بت خود را ستايش مى كند و او را به زارى مى خواند و تو از روى لطف و رحمت جوابش را مى گويى ! خطاب رسيد : بنده ام دلش سياه شده به اين خاطر راه را گم كرده ، ولى چون مرا از كيفيت راز و نيازش خوش آمد جواب مى گويم و به پاسخش لبيك مى سرايم تا به اين وسيله راه را پيدا كند . در آن هنگام زبان او به خواندن خداى مهربان گشوده شد !! [١]
تغيير نام از دفتر تيره بختان به ديوان نيك بختان
صاحب « تفسير فاتحة الكتاب » كه يكى از مهم ترين كتابهاى عرفانى و علمى است و به قلم يكى از دانشمندان پس از عصر فيض كاشانى نوشته شده روايت مى كند : در بنى اسرائيل عابدى بود دامن انقطاع از صحبت خلق درچيده و سر عزلت در گريبان خلوت كشيده بود . چندان رقم طاعت و بندگى در اوراق اوقاتش ثبت كرده بود كه فرشتگان آسمانها او را دوست گرفتند و جبرئيل كه محرم اسرار پرده ى وحى بود در آرزومندى زيارت و ديدار او از حضرت حق درخواست نزول از دايره ى افلاك به مركز خاك نمود . فرمان رسيد : در لوح محفوظ نگر تا نامش را كجا بينى .
جبرئيل نظر كرد نام عابد را مرقوم در دفتر تيره بختان ديد ، از نقشبندى قضا شگفت زده شد ، عنان عزيمت از ديدار وى باز كشيد و گفت : الهى ! كسى را در
[١] انيس الليل : ٤٦ .