شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣٥٠ - وَنَفْسِى بِخِيَانَتِهَا وَمِطَالِى
مقاصد پليدشان باشد و قلباً از تقوا و متقيان متنفّرند .
اين كه گفتيم هوس به شهوت مى رسد ، و شهوت به جنون ، براى آن است كه اين اشخاص در برابر شهوتِ غالب ، مالك عقل و اراده ى خويش نمى باشند و ديوانه هم غير از كسى كه قوّه ى عاقله بر او حكومت ندارد نيست ، مريض هم آن كسى است كه در مقابل غلبه ى مرض بيچاره است .
شهوتِ جاه طلبى ، شديدتر از ساير شهوات است و بشريّت از اين شهوت پليد خسارت ها ديده و اوراق تاريخى خونين دارد ; پدرها فرزندان و برادران و نزديكان خويش را كشته و كور كرده اند ، و فرزندان دست هاى خود را به خون پدران آغشته اند !!
البته مراد از عدم متابعت نفس و پيروى ننمودن از خواهش هاى نفسانى ، فقط جنبه هاى زيان آور نفس است كه منشأ آن ها هوا و هوس ، و متعلّق آن ها غرايز پست حيوانى است ، نه آن كه يكسره بايد پا بر تمام اميال نفسانى گذاشت و به اين اشتباه خودكشى كرد ، چنان كه بعضى از ارباب سلوك اين طور فهميده و طبق آن رفتار كرده اند .
بزرگان ، كه اين همه از نفس و نفسانيت مذمت كرده و ما را از تسليم به آنها ترسانده اند ، منظورشان جنبه هاى زشت نفسانى بوده و چون بالطبع تمايل ما به آن جنبه است به طور مطلق در مقام مذمت برآمده اند ، يعنى بر اساس مثل معروف « به مرگ گرفته اند كه به تب راضى شويم » ، از اين جهت در مواعظ و خطابه ها جنبه ى تهديد و تخويف بيشتر از جنبه ى اميد است ، و گرنه ميل و رغبت ما در تمام كشش ها و كوشش هاى شخصى و اجتماعى است ، و اين ميل ها در فطرت انسان به نام غرايز مختلف ريشه دارند ، و غالب آنها را بازگشت به خودخواهى است و اين خود خواستن از روى حكمت عاليه ى الهى در نهاد ما گذاشته شده كه هم حافظ بقاى ماست و هم مركب مراحل كمال .