شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣٠٨ - تسبيح و حمد
از اميرالمؤمنين (عليه السلام) درباره ى تفسير « سبحان اللّه » سئوال شد ، فرمود : بزرگ شمردن جلال خداى عز و جل و پاك دانستنش از آنچه هر مشركى درباره ى او مى گويد ، پس هنگامى كه عبد آن را ـ از روى اخلاص و يقين ـ بگويد هر فرشته اى به او درود فرستد[١] .
قرآن مجيد در آيات بسيارى همه ى موجودات جهان هستى را تسبيح گوى خدا مى داند :
( وَإِن مِن شَيْء إِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمدِهِ وَلكِن لا تَفْقَهونَ تَسْبيحَهُم )[٢] .
« چيزى نيست مگر آن كه همراه سپاس و ستايش تسبيح او مى گويد ولى شما تسبيح آنان را نمى فهميد » .
در اين قطعه از دعا ، مناسبت تسبيح با مقام ، شايد براى اين باشد كه : چون عبد در جملات گذشته ى دعا ، اظهار عصيان و خطا نموده و عصيان و خطا مانع و حائل قرب عبد از مولاست و سبب افتادن عبد در تاريكى هاى دورى از محبوب است ، و تسبيح و تقديس و تحميد ، بهترين وسايل نجات از تاريكى هاست ، پس جا دارد كه با ناله و زارى و اخلاص و پاكى عرضه بدارد « سبحانك و بحمدك » تا هم چون يونس از تاريكى ها نجاتش دهند و در عرصه گاه قرب جايش بخشند .
آرى ، يونس وقتى در تاريكى شب و تاريكى دريا و تاريكى شكم ماهى گرفتار شد ،
( . . . فَنادَى فِى الظُّلُماتِ أَن لاَ إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمِينَ ^ ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
١ ـ معانى الاخبار : ٩ ، حديث ٣ ; ميزان الحكمه : ٥ / ٢٣٦٢ ، التسبيح ، حديث ٨٢٤١ .
٢ ـ اسراء : ٤٤ .