شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٥١٦ - دعاى حضرت حسين (عليه السلام)
سجده مى گذارد و لقاى حق را درخواست مى كند و همان لحظه به خواسته اش مى رسد . امام دنبال من فرستاد كه به تشييع جنازه ى غلام حاضر شو !
اى كه هم دردى وهم درمان من *** وى كه هم جانى و هم جانان من
دردم از حد رفت درمانى فرست *** اى دواى درد بى درمان من
تا به كى سوزد دلم در آتشت *** رحمى آخر بر دل من جان من
آتش عشقت سراپايم گرفت *** سوخت خشك و تر ز خان و مان من
راز خود هرچند پنهان داشتم *** فاش كرد اين ديده ى گريان من
دعاى حضرت حسين (عليه السلام)
« مناقب » ابن شهر آشوب از كتاب پرقيمت « تهذيب » شيخ طوسى روايت مى كند : زنى مشغول طواف خانه ى خدا بود ، مردى هم در رديف او طواف مى كرد . مرد با قصد بد به طرف آن زن دست دراز كرد ; دستش به بدن زن چسبيد ، طواف هر دو قطع شد ، مأموران هر دو را نزد امير مكه آوردند . فقها را جهت فتوا در اين پيش آمد عجيب خواستند . همه فتوا دادند كه اين مرد خيانت بزرگى كنار كعبه مرتكب شده ، بايد دستش قطع شود . يك نفر گفت : پيش از قطع دست اين گناهكار بگذاريد به حضرت حسين (عليه السلام) خبر دهيم تا او چه نظر دهد ؟ وقتى به حضرت خبر دادند به سوى كعبه آمد . دو دست به دعا برداشت ، به درگاه حق ناليد تا دست آن مرد رها شد ، عرضه داشتند او را جريمه كنيم ؟ فرمود : جايى كه خدا او را بخشيد شما چه كنيد ؟ [١]
[١] مناقب ابن شهر آشوب : ٤ / ٥١ .