شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣٨٣ - نظر چاره ساز
شود ، بلكه بايد مانند آن نوجوان به دفعات مختلف به پيشگاه حضرت محبوب رود تا منبع رحمت و بخشايش به جوش و خروش آيد و او را با محبّت و نوازش به عرصه ى رحمت و مغفرت راه دهند .
اى خدا اين وصل را هجران مكن *** سرخوشان عشق را نالان مكن
باغ جان را تازه و سرسبز دار *** قصد اين مستان و اين بستان مكن
چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن *** خلق را مسكين و سرگردان مكن
بر درختى كآشيان مرغ توست *** شاخ مشكن مرغ را پرّان مكن
جمع و شمع خويش را بر هم مزن *** دشمنان را كور كن شادان مكن
گرچه دزدان خصم روز روشن اند *** آنچه مى خواهد دل ايشان مكن
كعبه ى اقبال اين حلقه ست و بس *** كعبه ى اميد را ويران مكن
نيست در عالم ز هجران تلخ تر ^^^ هرچه خواهى كن ولكن آن مكن[١]
اگر وجود مقدس حضرت حق به امور انسان نظر اندازد ، چون آن نظر رحمت بى نهايت و كرامت و لطف بى انتهاست ، حال انسان به صلاح آيد و درد او به درمان رسد و فقر باطنى و ظاهرى اش از ميان برخيزد .
نظر چاره ساز
در شرح حال محمود غزنوى كه چند روزى بر تخت حكومت تكيه داشت نوشته اند : روزى عبورش به لب دريا افتاد ، ديد جوانى در كمال حزن و اندوه آنجا نشسته و دام خود را براى ماهيگيرى به دريا انداخته .
سلطان ، از علّت حزن و اندوه او پرسيد . جوان گفت : پادشاها ! چرا غمگين و محزون نباشم ، من و برادرانم هفت يتيم فقير هستيم و داراى مادرى پير
[١] مولوى ، ديوان شمس ، شماره ى ٤٠٤ .