شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٥٠٣ - خواجه نظام الملك و مرد باتقوا
او و مخصوص ترينشان در قرب به پيشگاه او شود واجب و لازم است از ايمانى همراه با يقين و اخلاصى قابل قبول و اعمالى باارزش و اخلاقى نيكو و به ويژه از تقوايى كه او را از افتادن در هر گناهى حفظ كند برخوردار گردد . مگر نه اين است كه قرآن مى فرمايد :
( . . . إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقيكُمْ )[١] .
« يقيناً گرامى ترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست » .
براى تقوا كه پايه و اساس سعادت و خوشبختى انسان در دنيا و آخرت است سه مرحله ذكر شده است : تقواى عام ، خاص ، اخص .
تقواى عام ، انجام واجبات و ترك محرمات است .
تقواى خاص ، دورى از مكروهات بلكه از مباحات جز به اندازه ى
ضرورت است .
تقواى اخص ، اجتناب از هر چيزى است كه دل را از ياد خدا باز مى دارد .
خواجه نظام الملك و مرد باتقوا
در كتاب هاى تاريخى در شرح زندگى خواجه روايت شده : روزى با يكى از آراستگان به تقوا ملاقات كرد ، به او گفت : از من چيزى بخواه تا به تو عطا كنم ; زيرا تو نيازمندى و من غنى و صاحب مال . مرد باتقوا گفت : من از خدا چيزى جز خود او را نخواهم چه آن كه از خدا غير خدا خواستن از پست همتى است .
خلاف طريقت بود كاوليا *** تمنا كنند از خدا جز خدا
در حالى كه من از خدا چيزى غير خود او را طلب نمى كنم چگونه از تو طلب كنم ؟! خواجه گفت : هرگاه تو از من چيزى نمى طلبى پس اجازه ده من حاجتى از
[١] حجرات : ١٣ .